Category: صرفا ایده

صرفا ایده هایی که اینجا مینویسم، ایده های خیلی خام و کانسپت های بدون طرح اجرایی و  هیچ نقشه راهی هستن که تحت تاثیر شرایط، محیط یا مسئله ویژه ای پرداخته شدن و احتمالا غیر ممکنه شدنی باشن و بیشتر به درد فیلمای علمی تخیلی بخورن و خیال پردازی صرف هستن

تو نیکی میکن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

ترم یک کارشناسی یه استاد میکروبیولوژی داشتیم به اسم دکتر محمدی، خیلی کلاس خوبی داشت و کلی چیز درسی و غیر درسی یاد میگرفتم از اون کلاس. یه بار یکی از نکته هایی که گفته بود خیلی ذهنم رو درگیر کرد به حدی که موقع ایده دادن به یکی از دوستان مهندسی شریف برای ساخت یه قطعه، یه طرح خیلی تخیلی بر اساس اون موردی که دکتر محمدی گفته بودن جرقه زد… این داستان ادامه پیدا کرد تا اینکه به یه فرضیه بنیادین (صرفا ایده خام) تو حوزه طراحی پروتئین رسیدم. یه دستگاه ساده ساختم و تست اولیه ش هم گرفتم، جواب هم داد ولی خب داده ها قابل اعتماد نبود و نیاز بود تست های بیشتری انجام بشه.

چند روز پیش برای کار کردن بیشتر رو این موضوع و پتانسیلش برای تبدیل شدن به پروژه ارشدم، رفته بودم دانشگاه الزهرا پیش دکتر محمدی. خیلی خوشحال بودم از دیدار مجدد… در مورد موضوع این پروژه هم حرف زدیم  ولی نه اونجوری که انتظار داشتم… حرفای به مراتب بهتری زده شد.

استاد یه راهنمایی های کلی برای این موضوع کردن ولی بهتر از اون یه سری نکات کلی تر در مورد خود ارشد گفتن و البته یه نکته خیلی خیلی طلایی: وقتی پرسیدم این موضوعات منو به علاقه نهاییم نمیرسونه و مسیرش جداست، استاد گفت: “نه اتفاقا… میرسه. به قول عامیانه، داستان داستان تو نیکی میکن و در دجله انداز ه… برای اینکه کارت برکت داشته باشه و بعدا وجدانتم راحت باشه، ببین نیاز جامعه چیه، بگو خدایا من شروع میکنم که به اون برسم و کارت رو بکن… در نهایت نتیجش آرامش بخش میشه برات.”

اینطور.

#PressProt

0

دوران راهنمایی شبکه 4 یه مستند درباره دنیای کاربرد های مغناطیس پخش کرد و بعدش من شدیدا به فکر ماهیچه ی مصنوعی افتاده بودم؛ حتا یه طرحم براش داشتم 😉

از بعد اون موقع، امروز اولین باره جدی بهش فکر کردم و ایده زدم و به نظر میاد نتیجش خوب میشه!

میشه گفت اینجوری رسما وارد دنیای بیونیک شدم و بلاخره رشته تحصیلیم یه تاثیر مستقیم اندکی رو یکی از ایده هام گذاشت! بیونیک به الهام گرفتن از طبیعت برای طراحی های مهندسی میگن. و خب برای ماهیچه 2تا ایده دارم که یکیش تو ساختار ماکرومولکول ها بررسی میشه، یکیم که ساختار ماهیچه…

البته اینجوری بهش نگاه کنیم خیلی از ایده هام بیونیک حساب میشن! ولی نه مثل این مستقیم بلکه با پنج-شیش تا واسطه… و ترجیح میدم حسابشون نکنم.

باشد که یه روز “صندوق مالی و اعتباری حمایتی از طرح های خودم” تاسیس کنم که پول ساخت این جور خرت و پرتا هم تامین بشه :))

4

تو مهندسی اجتماعی، Equalizer ها تعریف شدن و جایی دارن ؟

0

راستی این پوشه صرفا ایده فرقش با بقیه (مخصوصا شبیهش کانسپت های خام) اینه که خیلی چیزای جدی و به قصد رسیدن به نتیجه مطرح نمیکنم؛ همینجوری یه چیزی…

You know, Just saying…

0

تا الان اینو فهمیدم که اون چیزی که تو پست قبل گفتم در مورد پردازش بصری، به after image مربوط میشه. اینطور که پیداست، اونی که مد نظرمه چیز جدیدی نیست. کل ماجرا after image نیست و یه چیزاییم اضافه میشه. البته یه موضوع خاصی مطرحه که هنوز ندیدم جایی ذکر شده باشه (ولی تجربه میگه 100 درصد پیدا میشه! ). تا چه شود…

0

یه نکته خیلی ظریفی رو الان متوجه شدم، که به نوعی، به پردازش بصری برمیگرده؛ برسیش میکنم و اگر بکر باشه، خیلی جالبه، خیلی خیلی جالبه. آزمایشش هم طراحی کردم… فقط مونده تکراری نباشه.

نکتش رو الان دیدم خودم با چشمم! ولی خب پیش زمینه دانش کلی و درگیر مسائل این حوزه بودن رو دارم و البته اخیرا روی ساز و کار سلولی گیرنده نوری مطالعه کردم که اونم بی تاثیر نیست.

۱۳۹۸/۰۲/۰۷

0