Category: Lavoisier

قرمز +
مشکی منفی


چون گم میشه اینجا مینویسم یادم نره : )

0

When you want to touch the sky, do not stop dreaming about flying.

-M.Sadeghian

0

درس جدیدی که از این داستان جدید گرفتیم اینه که “چیزای خیلی مهم” رو دست بچه مچه ها ندید! من نمیدونم چطوری تونستن بدون اجازه بورد نازنینم رو د مونتاژ کنن! هعی! هعی! آخه پسر خوب ما گفتیم ابروش رو درست کن، برداشتی بواسیر جراحی کردی؟ هعی!

البته که حالا کاریه که شده، بورد رو میبرم میدم تست شوک ازش بگیرن ببینیم میشکنه یا نه :)) دعا کنید بشکنه وگرنه باید جواب بدم این چرا سوخته :))

نمیدونم آخرای آبان 1400

0

راستی اینو بگم. برای لاوازیه ممکنه یه اتفاق خفن بیوفته که تقریبا هیچ ارزش مادی یا معنوی‌ای نداره، ولی اینقدر دوستش دارم که کلا این پروژه برای همین قبول کردم. هیچ زمان مشخصی هم نداره، ولی ولی ولی… اگر اتفاق بیوفته یه قرار گذاشتم که حتما حتما انجامش میدم. شاید هیچوقت نگم اون اتفاق چی بوده، ولی اگر اتفاق بیوفته حتما میفهمید اون قرار چی بوده :))

-دت وولد بی فان-

0

Biology, Technology and other Things…

و بعلههههههههه

بعد از حدود هفت ماه! بلاخره یه اسم خوووووب پیدا کردیم. برای لاوازیه!! یسسس یسسس یسسسس

نزدیک هزار تا اسم ریجکت شد تا به ایجا رسیدیم. و با چه فرایند جالبی 😁

مرسی، مرسی، مرسیییی


راستش هنوز به این نتیجه نرسیدم که میخوام کار کنم، هنوز بطالت برنامه اصلیمه، لازمه، خیلی لازم، نمیتونم خودمو راضی کنم… زوده. ببین؛ خیلی میخوامش ها… خیییلی… بشینم کار‌کنم. این جدیده، سلوشنر، فوتوپسین، میکرون و میکروگراف و زیت‌نوین و جدید و قدیمی… ولی نه! اون موجود خسته و زخمی ته دلم میگه زوده بچه جون… قرار هایی داشتیم… این چیزی نیست که الان واقعا باهاش راحت باشی… متاسفانه راست میگه!


این اسم جدیده فقط اسم نیست… یه حرکت جدیده… حرکتی که تو همون کار ها و زمین با اصالت قدیمی ریشه داره و تو همون جهتی رشد میکنه که دوستش داریم باشیم و تو آسمونی میوه میده که از تماشا کردنش خسته نمیشم. خیلی عالی شد! ماشالله به ما 🙂

هذه من فضل ربی!

الحمدالله و خیر است!

۴ مهر ۱۴۰۰

این روزا کلی جلسه داشتیم. ولی خبر ترین چیط اینه که امروز نگارش ثبت اختراع لاوازیه تمام شد! تمام تمام تمام!
منتظریم یکی دو روز برای ثبتش که زودتر به نتیجه برسه. اگر برای جلسه مصاحبه برسه که چیی میشه! روش حساب نکردم البته…

اینطور!

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

0

ماشالا خوبه دکتر گفت برید سه روز استراحت کنید… دیروز که اونجور کلاس هارو دیدم، امروزم از وقتی بیدار شدم دارم فرم‌های اداری دانشگاه رو پر میکنم و بعدشم که نوشتن ادعانامه اختراع و بعد یه تماس 4 ساعته منتهی به 2 صبح برای تکمیل اظهار نامه اختراع لاوازیه… اما اگر بدونید جه تایم سخت و در عین حال باحالی بود! گیر هایی به پتنت های جدی ای دادیم که آدم خودش میموند!
خسته‌م… خسته!

خسته کننده ترین جاش این بود که “تموم نشد”!

هعی… اینطور!

20 فروردین 1400

0

روز خوبی بود تو آزمایشگاه، البته نه از نظر روند پروژه. برای ناهار چهار پنج نفری یه املت پختیم که در حد پیتزا بود در واقع… از هر نظر… خلاصه هم خوشمزه بود هم خوش گذشت. این چیزای آزمایشگاه رو خیلی دوست دارم.

امروز رو با تماس لاوازیه بیدار شدم در مورد چندتا مطلب مشورت کردیم… و در طی روز اسم نهایی لاوازیه هم انتخاب شد به سلامتی و من ازش راضیم؛ هم حسی هم منطقی… امیدوارم خوب پیش بره.

پروژه دانشگاه ولی خیلی جالب به نظر نرسید… ینی خوب بود ها، ژل گذاشتم و ران کردم ولی دیگه دیر شده بود نتیجه نهایی رو نمیتونم با اطمینان بگم، ولی از روی شبحی که من تو ژل دیدم به نظر بازم مشکل اصلی برگشته سر جاش. البته به قول یکی از بچه ها الان وضعتی داره که نمیشه کژدار و مریز جلو رفت باهاش. منم اگر بدونم صرفا کارم زیاد شده ولی اوکیه، با همین فرمون میرم جلو چون دیگه به عقل من نمیرسه باید دنبال چی بگردیم تا مشکل حل بشه.

بعد دانشگاه هم بلافاصله جلسه فوتوپسین رو تشکیل دادیم و جلسه خوبی بود. لوگوی نهایی رو به بقیه معرفی کردم (با تشکر از طراح محترم 😉 )، بر سر قالب سایت توافق کردیم، یه سری بحثای حقوقی و برنامه ریزی هم مطرح شد که تقریبا بجز یکی دو مورد سر بقیه چیز ها توافق کامل داشتیم همگی. ایشالا که ازین به بعد منظم تر و جدی تر میریم جلو و به زودی شاهد پیشرفت های بزرگ و خوبی باشیم.

خیر است.

09 فروردین 1400


راستی امروز به بقیه هم لوگوی چوگان کلاب رو نشون دادم و خب فیدبک ها خوب بود. خوشم اومد. طراحی هم واقعا دنیای کریشن خوب خودش رو داره. چیزی که جالبه اینه که تو هم محدود هستی هم نیستی! یعنی خب در نهایت متریالی که باهاش سر و کار داری یه قابلیت محدودی بهت میده، چه سخت افزاری چه ذهنی؛ ولی بازم میتونی خلاقیت رو بذاری کارش رو بکنه و چیزی خلق کنی که تا قبل از این پا به عرصه حضور نذاشته بوده.
میدونم نویسندگی هم همینطوریه… حیف فعلا توان ورود بهش رو ندارم وگر نه برای لذت بردن از خود خلاقیت کار یه چندتا انگشتی رو میبردیم بر آتش!

0

Chovgan in Lab

نشستم وسط آزمایشگاه و کارای بیان پروتئین رو انجام میدم. تو مرحله آخر بیان 6 ساعت زمان خالی هست که معمولا یه کار دیگه دارم که اون موقع انجام بدم ولی امروز وقتم خالی بود. البته سعیم رو کردم قبل مسابقه فورمول یک امروز برم خونه ولی خب چون نمیرسم احتمالا اکران فورمول یک بحرین رو تو آزمایشگاه قراره تماشا کنیم.

وسط وقت خالی ادامه کار اظهار نامه اختراع رو انجام دادم و همچنین روی لگوی چوگان کلاب کار کردم. از روند پیشرفت کار راضی بودم. فعلا نتیجه امروز همچین چیزی شد. 

البته روند جالبی طی شد تا به این عکس رسیدیم. مخصوصا اونجاش که تو آزمایشگاه داشتم فیگور چوگان میگرفتم و همچین میکردم :))))

اینطور!

دیروز رفتم خونه دوستم تا روی اضهارنامه اختراع لاوازیه کار کنیم، به خودم اومدم دیدم 4 ساعت کار کردیم!! اصلا قرار نبود… مخصوصا که همون کاری که میکردیم هم تموم نشد و الان 2 شبه میخوام ریپورت همون 4 ساعتو ارسال کنم ولی اصلا نه وقتش پیش اومد و نه حسش…
البته کار مهمیه و بیشترین تاثیر رو روی زمان طول کشیدن و رد شدن اختراع داره؛ خنده داره که یه جایی به یه مورد برخوردیم خیلی شبیه کار ما بود و البته خیلی پیچیده تر. البته به خیر گذشت ولی قسمت خنده دارش این بود که طرفی که اون کارو کرده بود یکی از ابرقدرت های اروپایی تو این حوزه بود. رویارویی باهاش خنده ی ترسناکی در دل می افکند!

امروزم که رسما کار دانشگاه رو تو سال جدید شروع کردم پری کالچر هارو گذاشتم که بببینیم اگر فردا خواب نمونیم یه بیان خوبی بذاریم… انشالله که خیر است.

تو آزمایشگاه یک اتفاقی هم افتاد که واقعا به این نتیجه رسیدم هرررررر چقدر سر ایمنی و سیفتی هزینه کنی و طراحی رو تغیر بدی، می ارزه و خوب هم می ارزه.
یک اشتباهی رخ داد و اینطور به نظر میرسید که به خاطر خطای من مقادیری آسیب به من و یکی از بچه های آزمایشگاه وارد شده 🙂 خب نگرانی داشتش، بیشتر هم به فرد دیگر. ولی از اونجایی که به نظر هم میرسید -چرا که اگر این اتفاق رخ دادنی بود نسبتا بیشتر بهش هوشیار میبودم- از اول هم خطایی رخ نداده بود. ولی خب چند ساعتی روز خوبم سیاه شده بود ها. شکر خدا که به خیر گذشت و شک بی موردی بود. خیالم راحت شد ولی ها!

این هفته قرار بود کامل روی دانشگاه تمرکز کنم ولی خب… بچه ها زیادن و همشون جیک جیک میکنن که وقت توسعه دادن و پیشبرد همشونه. از لاوازیه تا فوتوپسین و میکروگراف و چوگان و … ببینیم چی میشه!

اینطور!

07 فروردین 1400

0