CG

خب، بعد از یک گفت‌وگوی 2ساعت و 9 دقیقه‌ای که دیروز رو به امروز متصل کرد، برای اولین بار بعد چند هفته ابهاماتم در مورد CG کمتر شد و به یه تصمیمات خیلی خوب و امیدوار کننده ای رسیدیم.
دو سه هفته بود که هربار در موردش شروع به بحث میکردیم که با بیزینسش چکار کنیم یا مالکیت معنوی رو چه کنیم به نتیجه نمیرسیدم که هیچ، کلی ابهامات بیشتری ایجاد میشد. الانم البته همه چیز مشخص نشد، ولی خیلی خیلی نتایج دلپسندی داشتیم و دلم خوشحاله از راهی که قرار شد پیش بگیریم. به امید زنده شدن هرچه سریع تر سایت و یک Hello World  حسابی!


خب حالا نتیجه چی بود؟ ببین، ما چندتا چالش داریم که باعث شده اول اونارو حل کنیم و بعد بیزینس رو شروع کنیم. مثلا بحث‌های حقوقی یا مالکیت معنوی و استراتژی‌های حفظ مزیت رقابتی… واقعا هم پیچیده هستن. چون مثلا من فکر میکردم ثبت اختراع قطعا یه ما کمک میکنه؛ و فهمیدم شاید آره، و شاید همه چیز رو بدتر کنه حتا!

رفتیم یه مشاوره هم گرفتیم ولی خب… فایده ای نداشت.احتمالا در هر صورت ثبت‌ش کنیم ولی احتمالا خیلی کمک نکنه.

راه دیگه بحث استراتژیه که هنوز خیلی باهاش آشنا نشدم ولی خوبه که دوره‌ش رو دارم میگذرونم. چیزی که خودمون بررسی کردیم و از نتیجه‌ش هم راضی هستم اینکه که شاید راه بهتری باشه تا مزیت رقابتی رو حفظ کنیم. اونم اینه که…
قرار شد آتیش‌بزنیم به مالمون و بله، همه چیزو مفت بدیم بره!

یکم عجیبه، میدونم، ولی خب… دیوانه نیستیم. ایده خیلی خوبیه و از مسیر کاملا متفاوتی وارد کار میشه. ولی خب میگم دیگه… عجیبه.

راستش وقتی آخرین موضوعش رو بحث میکردیم یکی از بهترین و لذت‌بخش ترین دقایق امروز رو گذروندم. واقعا صحبت دلچسبی بود. ینی میگم دلم خیلی راضی و خرسنده.
اما خب یک مشکلی با این روش به‌وجود میاد، اونم اینه که زمان درآمد رو باز هم عقب میندازه و خب..‌. این چیزیه که ضدحال محظ‌‌ه!

پیش‌باد!

11اسفند 1399

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *