اولین باری که با بچه ها جمع شدیم برای راه اندازی کسب و کار (! ) دبیرستانی بودیم و یه شبی دور هم رو چمنای پارک نشسته بودیم… برای اون گروه من پیشنهاد کیت اسباب بازی رو دادم… البته که در حد حرف موند ولی خب به نوعی از همون موقع پیگیر همین دست کارا هستیم و داریم پیش میریم.
از اونجایی که اون روز تو دانشگاه دختر کوچوله ی خوشگل (خدا حفظش کنه ) یکی از استادم که برام خیلی عزیزه رو دیدم و دلم موند پیشش که هیچ جایزه ای نداشتم بدم بهش، ایشالا اولین کیت اسباب بازی رو البته به طور دستی براش درست میکنم. باشد که دوستش داشته باشه 😍
