نخیر… نمیشه که نمیشه که نمیشه… همون بیبخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت…
دیگه اینقدری ص بودن نشدنی شده برام که دارم تصمیم میگیرم سایتو بیارم پایین و خیال خودمم راحت کنم. نکه من ص نباشم دیگه… نه… همون طور که حدس میزدم، دیگه از یه جایی به بعد نمیشه اینکارو ادامه داد؛ برای همین خودم رو به آب و آتیش میزدم که قبل اینکه دیر بشه به یه پناهگاهی برای کار هام برسم… حیف… نشد!
آبان 1400
اگه سایت رو بیاری پایین که، به شخصه اتفاق خیلی تراژیک و دردناکی برام خواهد بود، ولی خب اگه فکر میکنی منجر به پیشرفتت میشه، برات مهم نباشه انجامش بده
همه ما باید یه هزینهای برای رسیدن به خود آیندهمون پرداخت کنیم، اگه هزینه تو اینه، بپردازش، من کنارتم.
والا فعلا هزینه ای که تو داری برای “بودن” هزینه میکنی بیشتر از چیزیه که میشه تحمل کرد. ببخشید که خیلی کاری از دستم بر نمیاد که کنارت باشم! اینجا رو یکاریش میکنیم حالا… هعی!