Author: tsade

میکروگراف تا الان اونجوری که انتظار داشتم پیش نرفته. علتش رو هنوز دقیق نمیدونم، قطعا بعدا میفهمم. ولی این وسط یه سری بودن که رفاقتشون رو خیلی خوب نشون دادن و ناراحتیم رو تبدیل به خوشحالی کردن. اینکه وقتی لازمشون داری هر کمکی که از دستشون بر میاد رو انجام میدن. واقعا خیلی برام ارزشمند بود.

هنوز خیلی زوده برای نوشتن از موفقیت یا شکست میکروگراف… هنوز خیلی از کارا رو انجام ندادیم و منتظریم وقتش برسه. ولی نتیجه هرچیزی که باشه، ما این مسیر رو ادامه میدیم. شاید خستگی از بدنمون در نره، شاید لازم باشه خودمون رو اصلاح کنیم، شاید باید یه جزئیاتی رو تغیر بدیم، شاید آخرش روشمون رو عوض کنیم امّا هرگز نمی‌ایستیم و به عقب هم برنمیگردیم (!).

وقتی که بهش ایمان داریم، چطور ممکنه ناامید بشیم؟

1

بلاخره مطالعات Deep1 رو شروع کردم. داستان انقدر ساده است که باز منتظرم ببینم تو سال هزار و نهصد و شونصد یکی تو روستاهای ژاپن یا دانشگاه سلطنتی تانزانیا روش کارکرده و ثبت‌اختراع شده!

البته یا شدنی نیست یا قبلا ثبت شده که نمیبینیمش امروز تو زندگیمیون… ولی خب خدا رو چه دیدی… شاید واقعا یه سرزمین جدید رو پیدا کردم.

داستان بسه، برای ساخت نمونه اولیه Deep1 میتونم کلا خودم دست به کار بشم و با کیفیت بدش رو بسازم. اگه یکم دروس مهندسی بخونم میتونم باکیفیتش رو بسازم. ولی عالی و نهاییش کار من نیست… البته با خرج کردن پول و سفارش به بیرون میتونم خودم نهاییش کنم. ولی نمیکنم!

اول با همکارم تو شرکت مطرح میکنم، ناز کنه یا از این جنس کارا خوشش نیاد میرم سراغ شریک پروژه قبلیم که اونم بلد نیست این چیزا رو… ولی اینقدر پایه است که از پسش برمیایم. یه نفر سومی هم هست که روحشم خبر نداره ولی قبلا پختمش برای چنین روزی…

با توکل به خدا به پیش!

۱۳ آذر ۹۸

#Deep1

0

میکروگراف از اونچیزی که فکرشم میکردم داره جذاب تر و بزرگتر میشه. البته محمدرضا یه‌چیزایی میدونست نگفته بود بهم… مثل من! حرفامون رو که ریختیم رو هم اصن کولاک شد! ماهیت کار برای خودم عوض شد اصلا.

خلاصه که بیشتر میخونید از میکروگراف…

0

یه مدتی که اینترنت قطع بود اتفاقات جالبی اینجا افتاد… هنوزم که کامل وصل نشده… بعدا بیشتر میگم.

اتفاق امروز این بود که کارای بویمیتینگ به خوبی انجام شده و پست ثبت‌نامش امروز رفت رو سایت زیست‌نوین. کارای میکروگراف هم درست شده و اونم میتونیم الان اعلام کنیم ولی شاید بمونه برای دو سه روز دیگه. ایشالا که استقبال از برنامه ها خوب میشه.

6 آبان 1398

0

اسپانسر اول مسابقه عکس میکروسکوپی جور شد!

دانشگاه شاهد مجوز رو داد و یه بودجه کمی براش گرفتیم… ببینیم چقدر زورمون میرسه توسعه‌ش بدیم. گام پیش رو: طراحی پوستر، ربات تلگرامی دریافت کننده آثار.

0

آقای واتسون و کریک که مدل سه بعدی DNA رو کشف کردن، به مدت دو سال روی مدلشون رو پارچه کشیدن و گوشه آزمایشگاه نگه داشتن ( چون میترسیدن بقیه بهشون بخندن).

البته نمیدونم این داستان چقدر واقعیت داشته باشه ولی میدونم بعد اون دو سال این دو نفر با یه مقاله نیچر مسیر تاریخ رو عوض کردن و جایزه نوبل رو برنده شدن؛ مثل من!

امروز که تو نشست در مورد فناوری های همگرا و علوم شناختی صحبت شد تو چند جای سخنرانی دلم به حال خودم سوخت… که واقعا چقدر زحمت کشیدم برای یه سری از طرح هام. و کار چند نفر رو یه تنه انجام دادم. دلم سوخت که اینهمه کار کردم… و مثل واتسون و کریک، طرحم یه گوشه است و روش یه پارچه افتاده و داره خاک میخوره. به قول مرتضی شاید کمال گرام و میترسم که با بهره برداری ازش شکست بخورم؛ ولی اینجوری نیست.

بیشتر علتش اینه که اگه پارچه رو بزنم کنار، باید تا تهش برم. ولی خستم… تا بالای قله رفتم ولی نا ندارم بیام پایین تا جایزمو بگیرم. راستش شاید اصلا قله رو به قصد فتحش رفتم بالا و انگیزه ای برای پایین اومدن ندارم… نمیدونم، شاید.

آره خب، هم من و هم واتسون کریک دو سال روی پروژمون پارچه انداختیم… ولی خب اونا کار بزرگی کرده بودن، اما من همچین کاری نکردم. کار من خیلی کوچیک تر از اون هاست ولی خب… گاهی قشنگه که “قیاس خود با نیکان بکن” ی.

اینطور!

20 آبان 1398

0

فردا قراره اولین کارگاه زیست‌نوین برگزار بشه و بحث های ژورنالیسم علم رو به بچه ها یاد بدم.

این دوره 15 جلسه است و ان‌شاءالله بعدش بتونیم کارای زیست‌نوین رو حرفه‌ای تر جلو ببریم.

باشد که عاقبت به خیر باشیم 🙂

15 آبان 1398

1

خلاصه بگم: داشتم بیخیال اون موضوعاتی که برای پروژه ارشد گفتم میشدم. البته بیخیال یکیش (بلاتینگ) شدم واقعا چون خیلی خیلی کار میبره. ولی با استادم که حرف زدم در مورد اون موضوع آب، یه ایده بهتر داد و برای پروتئین کامنت (نظر) مثبتی داشت. یه جوری که اون لحظه ای که فهمید چی میگم انرژی محیط خیلی مثبت شد اصن. الانم باز شک کردم که بیخیال داستان ها نشم.

در کل که سردرگمی ای ایجاد شده بس حل نشدنی…

0

اوایل مهر یه استوری تو اینستاگرام دیدم که باعث شد پیشنهاد برگزاری مسابقه “عکس میکروسکوپی” رو به بچه های انجمن علمی بدم؛ استقبال خوبی ازش شد… و امروز با آقای شریفی -طراح انجمن و دوست عزیزم- نشستیم و قوانین و شرایط مسابقه رو تدوین کردیم. بسیار بسیار خوش گذشت.

احتمال داره بعدا بیشتر در مورد این داستان بشنوید…

۱۰ آبان ۱۳۹۸

0