برای Mr.Game انقدر فقط خودم پیشنهاد دادم بقیه رد کردن که اسم گروه رو از “مشاورین” کردم “هیئت ژوری” . البته که کار دوستان عزیزم درسته واقعا 🙂
الانم روند طولانیای برای انتخاب اسم طی شد و هنوزم تموم نشده. ولی خب به یه کاندیدا ی خوب رسیدیم. داستان اینجوری بود که با یکی از آقایان مشاورین که داشتم حرف میزدم، همینجوری بین خودمون، یکم جدی شد روی صحبتم و گفتم ناراحت که نشدی؟ گفت تا اینجا که نه، خود معمولیت بود… مگه اینکه بخوای چیزی اضافه کنی! و بعد در ادامه توضیح این خود معمولی یسری صفات گفت که دیدم چقدر خوبه که با این صفات (و یکم مخلفات) یه شخصیت یا کاراکتر خلق کنیم و Mr.Game رو بر اساس اون شخصیت جلو ببریم. که خب حضرات هم موافقت کردن.
بر همین اساس، برای اسمش هم پیشرفت های خوبی داشتیم و باب جدیدی از اسامی رو سرچ کردیم که خب تا الان یک نتیجه مناسب داشته ولی نهایی نیست و لازمه بیشتر بگردیم.
مناسبم تعریف تقریبا مشخصی داره: اولا دامین آزاد داشته باشه، ساده باشه، منظور رو برسونه و خب از نظر زیباییشناسی هم قابل قبول باشه.
تا ببینیم چه میشود!

ناگفته نماند که این فلاسک یادگاری روز آخر کارآموزی ه! بعد آخرین واکشت سلول… رفتیم دیدیم هیچ سلولی توی فلاسک نیست!! کلی ناراحت شدیم که به عنوان آخرین کارمون، بد ترین نتیجه رو گرفتیم. بعدش که آزمایشگاهو جمع و جور میکردیم دیدیم لوله ی اشتباه رو کشت دادیم… توی سانتریفیوژ برای اینکه تراز باشه یه لوله آب مقطر میذاشتیم روبهروی لوله سلولها… ولی موقع کشت اشتباهی بجای لوله سلولها، لوله آب رو برداشته بودیم :)) اینجوری شد که اسمش شد کشت آب یا Water Culture. البته بعدش رفتیم سلولا رو تو فلاسک جدید کشت دادیم و به خوبی و خوشی گذشت.