Category: عمومی

خیلی وقته دنبال اینم که روش کاریم رو یه تغیر جزئی بدم و بیشتر تقسیم کار انجام بشه و کمتر کار های اجرایی رو خودم انجام بدم؛ لازمش وجود افرادیه که علاوه بر توانایی و تجربه کار اجرایی، بتونن فاز فکری ماجرا و جنس کار رو درک کنن و خودشون هم به نوعی پایونیر (پیشگام ) باشن. خلاصه که همه جوره اوکی باشن.

شکر خدا بسترش فرآهم شده و اینجوری هم تیم توسعه پیدا میکنه و سینرژی (هم افزایی ) ایجاد میشه، هم مدت زمان ایده تا محصول کاهش پیدا میکنه.

با کلید خوردن این ماجرا، زودتر از زمانبندی پروتوتایپ (نمونه اولیه ) یسری از کانسپت ها ساخته میشه و وارد فاز پروژه ای میشن. ان‌شاءالله.

0

امشب قراره “زیست نوین” رو در سطح ملی مطرح کنم. بسترش فرآهمه و امیدوارم که پذیرفته بشه؛ دیگه مونده که چطور پیش بره.

توکل بر خدا

5

بکوشید نیکی به کار آورید

چو دیدید سرما، بهار آورید

-حکیم ابوالقاسم فردوسی

توی مطلب بعدی “شاهد بیومیتینگ” رو توضیح میدم.

در مورد روندش: امروز به این نتیجه رسیدیم توی اسفند ماه نمیشه برگزارش کرد. هم یکی از استادا نتونست برنامش رو هماهنگ کنه و هم گویا تداخل پیدا کرده با یه مراسم دیگه که ممکنه بچه ها نتونن شرکت کنن. برای اینکه کار رو عجله ای و ناقص انجام ندیم یکی از بچه ها پیشنهاد داد زمانش رو جابه جا کنیم و قرار شد بندازیمش اونور سال، ان‌شاءالله!

عوضش الان هم میتونیم استاد مورد نظر رو مجددا هماهنگ کنیم که بیاد و هم مجوز برگزاریش اومده و آمادست، بودجه ش رو زودتر میگیریم، تبلیغاتش شروع شده و استرس کارش هم کمتر میشه! یعنی این که اون، خیلی پیشنهاد خوبی بود 😉

۱۳۹۷/۱۱/۳۰

0

CG

درحال طراحی آزمایش های لازم هستم ولی تعداد تست هایی که باید از قطعه بگیرم از چیزی که فکر میکردم خیلی بیشتره و خب لپ تاپمم همراهم نیست که یسری تست ها الان انجام بشه. نتیجش مشخص شد اعلام میکنم.

راستی، آهنگ Batman Begins هانس زیمر رو شنیدید؟ البته به زودی توی پوشه ی نقل قول آپلودش میکنم؛ یه دوره ی طولانی خیلی ازش انرژی دریافت میکردم اینطوری که وسط آهنگ یه تنش و فشاری ایجاد میشه که در مقابل اون فشار مبارزه ای صورت میگیره ولی ناگهان یه ریزش هست، یه سقوط، یه پایان… ولی بعدش میفهمیم مبارزه تموم نشده و نهایتا به طور باورنکردنی یه برگشت دوباره و اوج گیری خیلی حماسی اتفاق میوفته. خیلی وصف حال اوضاع ما هاست. ربطش اینکه الان هم داره کمک میکنه!

0

آواز دهل شنیدن از دور خوش است…

انجام دادن پروژه ها خیلی آسون تر از چیزی که واقعا هستن به نظر میان؛ و این به خاطر اینه که پول، زمان، دانش و امکانات انجام یه پروژه رو در کنار هم در نظر نمی گیریم. و چون برای کسایی که میخوان یه کاریو انجام بدن بیشتر این فاکتور ها دارای محدودیت هستن، از انجام اون کار صرف نظر میشه.

جالبه که این فاکتور ها قابلیت تبدیل شدن به هم رو دارن یعنی مثلا اگر دانش چیزی نباشه میشه با زمان یا پول جبرانش کرد، یا اگر پول کافی برای چیزی موجود نباشه میشه با صرف زمان بیشتری بهش رسید. البته میزان تاثیر هر کدوم بسته به موقعیتش میتونه خیلی متفاوت باشه و مثلا برای یه مقدار کمی صرفه جویی توی هزینه ها، مدت خیلی زیادی زمان لازم میشه که اون پول جبران شه. البته هیچوقت نمیشه یکی از فاکتور هارو از بین برد و مثلا با پول زیاد دانش لازم رو کنار گذاشت یا به سرعت به نتیجه رسید.

چندین بار شده که به خاطر نبودن یکی از مواد، گرون بودن و یا حتا در دسترس نبودنش، مجبور شدم زمان زیادی رو صرف پیدا کردن جایگزینش کنم یا حتا مجبور شدم خودم اون رو بسازم. البته گاهی جایگزین پیدا نمیشه و چاره ای نیست و مجبور میشیم همون هزینه یا زمان رو صرف انجامش کنیم؛ البته که کار هیچوقت به اون مرحله نمیرسه و همیشه یه راهی پیدا میشه! دقیقا مثل وقتایی که میخوریم به در بسته.

الان برای بهبود عملکرد سیستم CG یه ماده ای لازم دارم که قیمتش تو سایت مرجع 560€ هست اونم برای مقدار 5mg ازش . یعنی پنج میلی گرمش هشت و نیم میلیون ناقابل آب میخوره. تازه اونم تو کشور مرجع و وقتی از وارد کننده خریده بشه قیمتش خیلی بیشتر میشه و این به شرطیه که اصلا بشه واردش کرد! این رو هم در نظر داشته باشید که چون کار از جنس R&D هست و کاملا جدیده، هیچ تضمینی نیست فرضیات درست از آب در بیان (بخاطر وجود خطای انسانی، دانش ناکافی از جزئیات پنهان و یا از همه روتین تر خطای مواد و محصولات در کنار هم ). هزینه کردن همچین پولی برای صرفا امتحان فرضیات اصلا منطقی و قابل انجام نیست.

چاره چیه؟ همونطور که گفتم: “جایگزین“؛ و این یعنی زمان و دانش بیشتری لازمه تا کار جلو بره. مثل این پنج شیش سال گذشته که کار اجرایی CG طول کشیده.

2

 بچه های شرکت دارن پروژه های مختلف رو شناسایی و برسی میکنن که روشون کار کنیم و برای همین امروز رفتیم یه آزمایشگاهی که رئیس مجموعه قرار بود در مورد کیت های تشخیصی توضیح بده بهمون. من میدونستم کیت کار مفصلی میخواد که خارج از حوصله ی ماست فعلا. در مورد یه سری مباحث دیگه مثل صنعت اسباب بازی هم بحث شد که برام جذاب بود واقعا.

چیزی که خیلی برام جالب و شاید لذت بخش بود این بود که آقای رئیس رو از قدیم و دوران مدرسه میشناختم و شاید اونم منو خوب میشناخت؛ مخصوصا با داستان های ایده پردازیم کمابیش آشنا بود.

در کل خیلی خوب بود. برای ایده پردازی و ایده پذیری رفته بودیم، پیش کسی که خیلی مناسب بود برای این کار.

۱۳۹۷/۱۱/۱۶

6