Category: عمومی

Sites!

به نظرم دیگه تو صفحه درباره ( about ) اینجا لیست همه ی سایتایی که دارم رو بیارم… البته که شاید کار خوبی نباشه ( و برای همین تا الان این کارو نکردم) ولی خب، بریم که ببینیم:

سایت‌های پروژه CG:

Photopsin.com
SabzQb.ir

سایت‌های پروژه سلوشنر:

Solutioner.ir
IdeaDesign.tech

سایت‌های پروژه Mr.Game:

Chovgan.club
Ubayd.ir

سایت پروژه لاوازیه:

Bio-ioT.com

سایت پروژه کوریدور:

Smartosome.com

سایت‌های زیست نوین:

ZistNovin.ir
Micro-Graph.Zistnovin.ir
Micro-Graph.ir

خب گویا جدی جدی سایت هایی که بالا آوردم دیده میشه! امروز با یکی از بچه ها بحث پروژه بود، گفت اگزوزوم و سایت رو آوردم بگم منم یه کارایی کردم که گفت آره بابا اینو دیدم مال دانشگاه تربیت مدرسه… گفتم سایت منه، کرک و پر بود که از هر دوتامون میریخت…
باید روی سایت ها جدی تر کار کنم!

خوارزمی هم که باز داره اذیت میکنه (عز یوژوآل) ولی فکر کنم بلاخره ثبت اختراع داره اوکی میشه 🙂

پیش باد!

0

BioT

سایت عزیز دل جدید رو هم آوردم بالا! همون که خیلی خیلی سر اسمش ذوق کرده بودم 🙂
جالبه بگم کل سایت رو با گوشی موبایل آوردم بالا… حتی از روتین هم سخت تر بود و گیر کرد چند جا… ولی خب، حال داد! دیگه ابتدایی بودنش مهم نیست برام چون میشه حالا روش کار کرد وقتی که وقتش رسید؛ فکر کنم یکم بزرگ شدم تو این زمینه :))

این شما و این:

Bio-ioT.com

به دلایل زیادی، خیلی خیلی خیلی دوستش دارم؛ اینکه حق مطللب رو بطور دلچسبی ادا میکنه، اینکه دقیقا خود خود ما هستیم، دقیقا جهت کاری که میکنیم رو هدف میگیره و میطلبه که خیلی بیشتر در مورد همین بنویسم، انشالله سر فرصت.
امیدوارم که بتونیم به هدفی که قرار گذاشتیم و امیدش رو داریم برسیم.

خیر است!

6 مهر 1400

Biology, Technology and other Things…

و بعلههههههههه

بعد از حدود هفت ماه! بلاخره یه اسم خوووووب پیدا کردیم. برای لاوازیه!! یسسس یسسس یسسسس

نزدیک هزار تا اسم ریجکت شد تا به ایجا رسیدیم. و با چه فرایند جالبی 😁

مرسی، مرسی، مرسیییی


راستش هنوز به این نتیجه نرسیدم که میخوام کار کنم، هنوز بطالت برنامه اصلیمه، لازمه، خیلی لازم، نمیتونم خودمو راضی کنم… زوده. ببین؛ خیلی میخوامش ها… خیییلی… بشینم کار‌کنم. این جدیده، سلوشنر، فوتوپسین، میکرون و میکروگراف و زیت‌نوین و جدید و قدیمی… ولی نه! اون موجود خسته و زخمی ته دلم میگه زوده بچه جون… قرار هایی داشتیم… این چیزی نیست که الان واقعا باهاش راحت باشی… متاسفانه راست میگه!


این اسم جدیده فقط اسم نیست… یه حرکت جدیده… حرکتی که تو همون کار ها و زمین با اصالت قدیمی ریشه داره و تو همون جهتی رشد میکنه که دوستش داریم باشیم و تو آسمونی میوه میده که از تماشا کردنش خسته نمیشم. خیلی عالی شد! ماشالله به ما 🙂

هذه من فضل ربی!

الحمدالله و خیر است!

۴ مهر ۱۴۰۰

این داستان اخیر چقدر اون داستانِ آهنگ متن بتمن‌بیگنز بود!

منتها نمیدونستم بعد سقوط و افتادن، اون چیزی که برمیگرده بالا فقط خسته یا زخمی نشده، نه نه… شاید حتی زخم هم نشده باشه… اون عوض شده؛ شاید خیلی زیاد، شاید!

0

Ph.D

داستان قبول نشدن و بعد قبول شدن تو تکمیل ظرفیت دکتری به خاطر خالی موندن یه ظرفیت (بخاطر دو بار قبولی ! یک نفری تو همون کلاس) خیلی ماجرا پر فراز و نشیب و عجیبی بود. ولی خب آخرش اینکه با یه تاخیر و داستان بلند بالا و جانفرسا، آره و اینا و کار شب تار آخر شد

جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد (29 شهریور 1400)

امروز جزو معدود اول مهر هایی بود که از اینکه محصل هستم خوشحال بودم 🙂 و فکر کنم این خیلی چیز خوبیه!

اول مهر 1400


خیر است!

راستش قصد داشتم اگر دکتری تربیت‌مدرس عزیز قبول شدم چندتا یادگاری اونجا جا بذارم… یا شاید بهتر باشه بگم چندتا هدیه بهش تقدیم کنم. از ساعتِ مدرس بگیر تا چندتا کار رسانه ای… نخواستی‌م که دالینگ… نخواستی 🙂

برای شاهد همین انجمن و بطور خاص بیومیتینگ نسبت به تنفری که از شاهد داشتم بعد اونهمه اذیت چیز کمی نبود… فکر کن اگر در مدرس بودم اینهایی که میگم چه میشد!

نتایج نهایی امروز اومد و جالب و زیبا بود 🙂
من یک همیشه اولین نفر از مردود شدگان مثل مسابقه نوآوری سمپاد، مثل خوارزمی، مثل
دبیرستان، مثل کنکور، مثل همه پروژها و زندگیم… بطور خلاصه میشه بهش گفت  too close … خیلی خیلی نزدیک شدی… ولی ناه! ایشالا فردا 🙂 انگار من منتظر فردا میمونم :)) این تفنگ تیر های زیادی برای شلیک کردن نداره… تلاش نافرجام ۲۳۵۴۸۲۳، خدا نگهدار عزیز :))

راستش خیلی احتمال اندکی وجود داشت که این اتفاق بیوفته… ولی خب، احتمالش وجود داشت دیگه… از اینکه احتمالات اندک ممکن رو نادیده بگیریم خیلی بدم میاد! بد نیست یه یادآوری‌ای بکنم از سرگذشت تیر هوایی!

0

فکت: کار تیمی فقط وقتی شکل میگیره که قراره توش سود اتفاق بیوفته، نمیتونی انتظار داشته باشی همه به یک اندازه ضرر رو شریک بشن، بلاخره یکی زودتر یا دیرتر جا میزنه و این خیلی طبیعیه و انتظاری جز این هم اگر باشه اشتباهه!
نتیجه: کار تیمی خر است؛ درود بر شکست های یک نفره!!

0

گاهی یه کار تمیز خیلی میتونه احوال آدم رو دگرگون کنه. یه جایی یه گوشه‌ای جایی که اصلا انتظار نداری، یهو یکی کارش رو به نحو احسنت انجام داده؛ بهتر از عالی، و این باعث میشه به خیلی چیزا شک کنی. تیتراژ پایانی یه انیمیشن رو به جوری خوب دوبله و ترانه‌سرایی کرده بودن که الله الله… بهتر از خود فیلم. چقدر بجا، چقدر صحیح، چقدر تمیز و چقدر درست. آدم یه حس تکمیل‌ و علو روحی بهش دست میده. مخصوصا که بدونی همچین طلای نابی جایی داره میدرخشه که ارزشش دونسته نمیشه و نه قدر دونسته میشه و نه بهش اهمیت داده میشه.
میگفتم… آدم به خیلی چیزا شک میکنه وقتی یه همچین پدیده‌ای رو میبینه…

به اینکه به دعوت جامعه جهانی و جامعه مملکت خودت، به گوساله شدن، لبیک بگی… یا که میخوای آدمیزاد بمونی و بهای گزاف نابود شدن زندگیت رو بپردازی؟

لا ادری!
آی هَو نو سلوشن، اَت آل!

مرداد ۱۴۰۰

0

اون روزی که داشتن استعداد هارو تقسیم میکردن، یه لطفی به ما کردن، منت سرموگذاشتن، پارتی بازی کردن، خیلی دوستمون داشتن و استعداد درخشان شدن مثل یک ستاره در کهکشان رو بهمون بخشیدن.

ولی نمیدونم یه جوری، یه جایی، یه چیزی اشتباه شد و بجای درخشیدن در آسمان، در گوشته زمین، مدفون و مذاب، تحت فشار، هی تو خودم ذوب میشم و یا منتظرم یه شکافی پیدا کنم و مثل یه زخم فشرده فوران کنم و فریاد سر بدم، یا که سرد بشم و یه سنگ سرد سیاه مرده ازش جا بمونه…

خیلی تلخه، خیلی زشته؛ دقیقا مثل واقعیت!

0