Category: ویژه ی

اوایل مهر یه استوری تو اینستاگرام دیدم که باعث شد پیشنهاد برگزاری مسابقه “عکس میکروسکوپی” رو به بچه های انجمن علمی بدم؛ استقبال خوبی ازش شد… و امروز با آقای شریفی -طراح انجمن و دوست عزیزم- نشستیم و قوانین و شرایط مسابقه رو تدوین کردیم. بسیار بسیار خوش گذشت.

احتمال داره بعدا بیشتر در مورد این داستان بشنوید…

۱۰ آبان ۱۳۹۸

0

بچه‌های انجمن هفته قبل نشریه شماره سه ژیوار رو تموم و منتشر کردن؛ ژیوار نشریه انجمن علمی‌ه که سال ۹۵ شروع‌ش کردیم و اسمش یه اسم کردی یا بهتره بگیم ایرانی‌ه و به معنی حیات و زندگیه. این شماره در مورد کارآفرینی بود و منم یه مطلب توش داشتم… داستان جالبی داشت که چی شد رفتیم پی کارآفرینی. سر فرصت…

اتفاقی که امروز افتاد این بود که بچه ها غرفه دارن تو برج میلاد، و میخواستن نسخه الکترونیکی این شماره رو بفروشن. از دیروز تا الان لینک پرداخت ساختن… قیمت زدن… و الان لینکشو دادن و گذاشتم تو سایتمون.

Zistnovin.ir

چقدر فرق داشت با شماره یک! یکسال فرآیند بودجه و چاپ‌ش طول کشید… بعد بحث فروش نسخه چاپی… نه سایتی داشتیم نه همچین برنامه هایی… چقدرم پول از جیبمون رفت 🙂

البته الانم بچه ها اگر میتونستن چاپ میکردن، ولی خب تفاوت کاری که امروز اتفاق افتاد برام خیلی متمایز بود… خیلی بیشتر از شنیدنش!

۸ آبان ۹۸

0

بچه های انجمن درحال تدارک مقدمات برگزاری چندتا برنامه برای بچه های دانشگاه هستن… و گاهی زنگ میزنن چندتا سوال میپرسن و هماهنگی و مشورت میخوان.باید بگم انصافا برنامه هاشون از چیزی که ازشون انتظار میره، بیشتر و بهتره.

این موضوع که اینجور فعالیت ها داره اونجا اتفاق میوفته من رو خیلی خوشحال کرده. هم ذات این که میبینم اینجور فعالیت هایی داره اتفاق میوفته و هم این که این کارا با نام همون انجمنی انجام میشه که ما شروعش کردیم و سعی کردیم ادامه داشته باشه، بمونه و بقیه بچه ها چیزایی که ما تجربشون نکردیم رو تجربه کنن.

مگه هدف ما از انجمن چی بود؟ اگه سال بالایی های ما انجمن و کارای دانشجویی رو راه انداخته بودن، خیلی شرایط قشنگ تری بر دوره دانشجویی ما حاکم میشد. و همین موضوع وظیفه ما در قبل نسل بعدیمون بود.

یقینن زحمتی که بچه ها میکشن چیزی کم از کار ما نداره، و شایدم مشکلاتی که باهاشون روبه رو هستن جنس خاص خودشو داشته باشه؛ ولی میتونم این ادعا رو بکنم که ما تو شکل گیری و پایه گذاری این جور کارا موثر بودیم و وجود داشتن همچین چیز هایی رو “تعریف” کردیم.

دم همه ی بچه هایی دوره ما گرم و خدا قوت به بچه های فعال الان. انشالله که موفق باشید.

نتونستم شادی این اتفاق رو به اشتراک نذارم. ممنون 🙂

۴ مهر ۱۳۹۸

0

امروز تونستم تو یه تایم کوتاهی با استاد کلاس ژورنالیسم تلویزیونم، آقای سیاوش صفاریان پور عزیز صحبت کنم و برای بخش برنامه سازی زیست نوین باهاشون مشورت کنم. و همین مکالمه کوتاه خیلی از ابهاماتم رو برطرف کرد.

تو حرفاشون از نگرانی هام برای ایرادات فنی احتمالی کم کردن و این که اشکالاتی که توی فرم برنامه پیش بیاد رو میشه یکاریش کرد، ولی محتوا نباید اشکال داشته باشه. حتا درباره فرم برنامه ی احتمالی که ساخته میشه هم صحبت شد و چند تا بازار هم پیشنهاد دادن که واقعا همشون عالی بودن. خیلی خوب بود، خیلی خوب.

منونم استاد (مخالف کلمه ی استاد هستن 🙂 )، واقعا ممنون!

این عکس خوب هم دوست عزیزم جناب آقای خلیل بیگی (Mr.Doorbin) گرفتن.

0

همونطور که توی یکی از پست های قبلی گفتم، بعد از دانشگاه، کارای زیست نوین رو با جدیت بیشتری در حال پیگیری هستیم؛ یکی از این موارد پیگیری حرفه ای تر مباحث ژورنالیسم علم و همچنین برنامه سازی علمیه. و من بطور اتفاقی با دوره ای آشنا شدم که دقیقا دست روی همین موضوع گذاشته و فکر میکنم چیز هایی که در سطح خودم لازم بود یاد بگیرم رو دارم از این دوره بدست میارم.

البته باید با کسب تجربه عملی و انتقال این اطلاعات به تیم زیست نوین این یادگیری تکمیل بشه و امیدوار به دیدن نتایجش توی کار باشیم.

تو عکس زیر، برای انجام تمرین عملی که باید انجام میدادیم، در حال گرفتن مصاحبه از با سابقه ترین مجری و برنامه ساز علمی کشورمون، جناب آقای اسمائیل میرفخرایی هستم. توی این مصاحبه ی خیلی کوتاه، ازشون از علاقشون به زیست شناسی، ترویج علم و مشکلاتی که ترویج علم میتونه ایجاد کنه پرسیدم؛ البته از عملکرد خودم به عنوان اولین مصاحبه ای که گرفتم خیلی مطمئن نیستم ولی پاسخ های استاد خیلی مفید و رضایت بخش بود. شخصا لذت بردم.

0

یه هفته ای هست که اوضاع عوض شده و اگر چه کارام به شدت زیاده ولی خب همشون ازون چیزایی هستن که از انجامشون لذت میبرم… از کار روی ایده ها و کارای عقب افتاده تا شروع مجدد موسیقی.

چیزی که این وسط خیلی جدی بوده زیست نوین ه. به طور حرفه ای شروع کردم یادگیری ژورنالیسم علم و کار مدیا و همچنین قراره به زودی یه جلسه برای مشخص کردن وضعیت و برنامه هایی که قراره شروع کنیم داشته باشیم. امیدوارم سازمان دهی تیممون رو مجدد بچینیم و جدی تر شروع به کار کنیم. ان‌شاءالله!

نقطه عطف داستان اینه که الان اون موقعیه که میگفتیم این کارو بعد دانشگاه ادامه میدیم؛ بسم‌الله! با تجربه بیشتر، پتانسیل های روشن تر و سازماندهی جدید از نو شروع میکنیم. ✊

6

“نامه ای به کنکوری ای که هنوز وارد شاهد نشده” رو داشتم کنسلش میکردم ولی سر تایم انجام شد. ✋

Open Channel in Telegram

0

Shahid Babaie Summer School

پارسال این موقع بود که گفتن برای آزمایشگاه زیست مدرسه تابستانه میای تدریس؟

کلا همیشه بچه های اهل دل و فعال مدرسه جزو ریاضیا بودن، و خب قدیم تر ها که تجربی ها کم بودن حتا توهین هم میشنیدن چون تجربین! البته اوضاع از نظر تعداد تغیر کرد و دیگه نمیشد علنی بگن که تجربی بودن توهین محسوب میشه ولی خب فکر کنم تو دلشون میگفتن! منم با بچه های ریاضی بیشتر بر خورده بودم تا تجربی ها. اکثرا هم سال بالایی یا حتا سال پایینی ها بودن که زنگای تفریح میرفتم پیششون و القصه… . یسری از فارغ التحصیل های بزرگ تر و کوچک تر از من تصمیم داشتن با این “مدرسه تابستانی” باب بهبود جو مدرسه رو باز کنن و مثل زمان خودمون، یکم فعال تر بشه مدرسه… البته کار های دیگه ای مثل “شبی با مدرسه” و “لیگ بازی” رو انجام میدادیم ولی خب این کمی جدی تر بود.

والا چون میتونم بگم تنها تجربی این اکیپ من هستم (خوشبختانه که هستم و متاسفانه که فقط منم) کلاس آزمایشگاه زیست این مدرسه تابستانه رو قرار شد یا من بیام یا با بقیه هماهنگ کنم؛ اون هایی که کارشون درست تر از منه المپیادی هستن و درگیر تدریس تو دوره المپیاد کشوری بودن و نتونستن بیان و خب نتیجتا خودم موندم که کلاس رو برگزار کنم.

سخت ترین کار تدوین سرفصل کلاس ها و بعد هم تهیه مطالب مرتبط بود. البته کلاس یه دستور کار کلی داشت: اینکه قرار بود حالمون خوب بشه. هم چیزی یاد بگیرن و هم کوول (فارسی ترجمش کنم خنک آخه؟! ) باشه. تصمیم گرفتم از آزمایش های مرسوم بپرهیزم و چیزای جدید بیارم سر کلاس. مخصوصا که بدم نمیومد یکی از پلن های فرضی مون برای زیست نوین رو هم تست کنم که همون آموزش تو مدارس باشه. که خب نتیجه ی کار خیلی راضی کننده بود و جا داره از استاد “بزرگ” عزیز و دوست عزیزم “نبئی” و بچه های برگزاری مدرسه تابستانه قدردانی کنم بابت کمک هاشون.

چون همزمان در حال گذروندن کارآموزی تو پژوهشگاه هم بودم، با برگزاری کلاس ها توی تابستون واقعا اذیت شدم  ولی خب آخرش یه خاطره خوب با یسری بچه های خوب موند برام؛ و یه تجربه ی خوب تر. و اما… لطفا سر فصل های اصلی که تدریس کردم رو ببینید و خودتون (با قاطعیت) تایید کنید که این کلاس هیچ مثل ی تو ایران نداشت ه:

  • آشنایی با ساختار پروتئین و آنزیم ها و تست 2 آمیلاز صنعتی
  • آشنایی و ساخت بیوفیول
  • آشنایی با بیوانفورماتیک و کارگاه علمی تهیه نقشه تکاملی
  • میکروفلوئیدیکس! آشنایی و ساخت کیت
  • آشنایی با فولدینگ سه بعدی پروتئین با بازی فولدایت
  • تشریح!

البته جلسه ی آخرش که تشریح بود خیلی اذیت شدم. دفعه ی اولم نبود که جلسه ی تشریح برگزار میکردم ولی بجز اینکه تصمیم گرفتم دیگه تشریح نکنم (امیدوارم ) تا یه مدتی فقط میگفتم : الهی! به بادافره این گناهم مگیر…

اینطور.

کارای اون “نامه ای به کنکوری ای که هنوز وارد شاهد نشده” رو انجام دادم و پیش نویسش آمادست. قرار شد سرمون خلوت شد برای مرداد کاراشو شروع کنیم که منتشر بشه.

فکر کنم نتیجش دلنشین میشه.

0

یه فکر خوبی برای پایان بندی دانشگاه دارم… الان زوده، ولی میشنوید از  “نامه ای به کنکوری ای که هنوز وارد شاهد نشده”…

2