Blog

کاش مثل قبل امید داشتم

0

خب وقتی سایتو باز کردم این پست رو بنویسم می‌خواستم بگم مثل اینکا با Aurum خداحافظی کنیم. چون اون ایده‌ای کا میخواستم اجرایی کنم و آسون بود به نظر چیز خیلی جدیدی نیست. البته که میدونم روش کار نشده، ولی مطرح شده…

ولی خب
اگر بخوام اون راه سخت تر رو ادامه بدم داستان سر جای خودشه. یعنی ارزشمنده هنوز؛ ارزشمند اینجا منظورم جدید و بدیع‌ه… تو بحث خلاقیت سوای اینکه کارت جدید باشه، صرف اینکه ماحصل فعل و انفعالات ذهنی خودت باشه بحث ارزشمنده، منتهی برای دیگران باید اولین نفر هم باشی که ارزشمند به حساب بیاد.

ببینیم چه می‌شود!

راستی، امتحانام تموم شد و الله الله از تموم شدن امتحانات 👌

۱۷ بهمن ۱۴۰۰

0

گاهی اگر سوال رو زیادی سریع جواب بدی، بهت شک میکنن!
دنیای جالبی داریم…

#too_good_to_be_true

0

و بله؛ شب امتحان و ایده‌ای دیگر!

خب Arum که آهسته پیوسته داره تو سوپِ جوشان مغزم بار میاد… اینم از این. استاد یه چیزی گفت (که سر کلاس نبودم اون جلسه) و بووم! یه ایده قدیمی که متوقف/کنسل شده بود خیلی جدی برگشت به میدان!

پیش باد!

۱۳ بهمن خونین ۱۴۰۰

0

داشتم قبل خواب یه ویدیو فرانسوی میدیدم، یه بنده خدایی که زل میزنه تو دوربین خیلی جدی آهنگ میخونه… باحاله… بعد ذهنم رفت سمت اینکه آره، حیف شد  Arume  جلو نرفت. تزمم که احتمالا نره سمت این کار… آره میشد اون ماده هه رو با یه استاد مواد که کمک ‌کنه انجام بدیم بعد سر درصدش هماهنگ میشدیم… تازه اگه تزمم نشد بهتر درصد به دانشگاه لازم نیست بدیم… بعد اینجا خودمو تصور کردم که دارم با استاد خیالی مورد نظر با دست توضیح میدم دنبال چی هستم… بعد ذهنم رفت سمت حالت‌های مختلفی که طراحی کردم برای اجرا کردنش… داشتم اون کار رو تو ذهنم انجام میدادم که آره اون وسیله رو با این‌یکی به هم وصل میکنیم و چی میشه و چندبار مصرف میشه و فلان… که یهو… جینگ!

دیدم عه! یکی از روش های اجرای کار که نیازمند یه کار نانو قوی بود… رو با این روش مبتنی بر مواد اگر یکی کنی، اصلا شاید لازم نشه هیچ کدوم رو انجام بدی و… جینگ دوم! اصلا شاید خیییلی ساده تر از اینها بشه پیاده ش کرد!!

هوووو هووو هووو! الان یک راه اجرایی عملی برای پیاده کردن Arum داریم!!! فقط باید ببینم تکنیک هاش در دسترس هست یا نه… که با نزدیکی به ایام امتحانات موتور خلاقیت روشن میشه و خودشو به در و دیوار میزنه درس نخونم :)) و اینجا چیز خوبیه 🙂 کلی سرچ برای Arum میکنم احتمالا!

خیر است!

۲ بهمن ۱۴۰۰

0

خب میخوام یه پست عجیب رو شروع کنم:

امروز روز به شدت وحشتناک و در عین حال خوبی بود. دو روزه بیدارم تا ارائه بدم. چرا زودتر انجام ندادم چون یک هفته است در گیر کارهای سلولی هستیم. روز قبلش هم کابوس بود که دارو هارو بسازم و آماده سلولی کنیم.

بعد ارائه هم رفتم پی دیتا های سلولی و عند گس وات؟ جواب نداده!


خب، الان ساعت ۰۰:۲۷ چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ و میخوام شروع کنم هاست جدید و ارزون فوتوپسین رو بیارم بالا. قبلش یه جویای پروپوال ی که میخواستیم بفرستیم شدم. نمیدونم چه شد. خب. بریم برای سایت.

بگم که که ۲ روزه ایم آهنگ نان استاپ پلی میشه: پس با این آهنگ بریم:

.


00:44 خب مشکل اصلی لاگ‌این شدن تو این هاست نامرده… فقط با گوشی میذاره وارد شم! (به خاطر ریست نشدن پسسورد)


00:48 خب الان فوتوپسین اینشکلیه: به زودی دیگه نیست.


00:52 خب وارد سایت سرور شدم، بریم برای عوض کردن دی ان اف های سایت و هاست رو جابجا کنیم.


00:57 “درخواست اعمال تغییرات با موفقیت ارسال شد.اعمال تغییرات ممکن است تا ۱۰ دقیقه بطول انجامد.”


01:04 هووورا! وارد سی پنل شدم. بریم برای نصب وردپرس.


01:10 خب در حال آپلود وردپرس. فقط یه چیزی… شک کردم نکنه هاست رو اشتباه ابتیاع کرده باشم! تو فولدر پابلیک اچ‌تی‌ام‌ال باید یه آت آشغال هایی باشه الان. خالیه ولی… انشالله که اوکی باشه ولی.


01:13 آپلود فِیلد شد!


01:18 خب برای بار دوم با فرمت زیپ (بجای رر) آپلود کردم و مجدد فیلد شد. چه کنیم؟


0:22 بریم وردپرس رو از سایت اصلی دانلود کنیم مجدد تلاش کنیم. ولی خب یه چیزی… شاید امشب ببینم گیر کرده بیخیال بشم. حوصله و توان چالش ندارم. همینجوری خیییلی کار داره این سایت تا به صفر برسه. جایی که راضی هستم اونجا باشیم.


01:28 خب گویا حل شد و آپلود شدیم. گویا.


01:36 یسسسس بیبی!


خب، دیگه همین جا متوقفش میکنیم کار رو. دارم غش میکنم. یک سوم مسیر رو رفتیم و بد نبود. ایشالا بقیه ش بعدا.

دیگر پست در حال تکمیل نیست! پایان.

0

When you want to touch the sky, do not stop dreaming about flying.

-M.Sadeghian

0

راستش کلافه شدم از این وضع؛ دوراهی‌های سخت، در‌های بسته نشده، راه‌های نامعلوم و خاطری ناآرام…

باز حداقل قبلا راحت تر اگر دیواری جلوی مسیر وجود داشت میرفتم تو دلش و خوردش می‌کردم به هر شکلی، منتهی الان دیگه خیلی زخم‌خورده و خسته شدم؛ واقعا نه توان پذیرش ریسک رو دارم، نه میتونم خودم رو راضی کنم دست بکشم.

الان تو هفته گذشته در فاصله ۲۴ ساعت ۲تا پیشنهاد عالی داشتم، یکی رومی رومی و یکی زنگی زنگی؛ و منی که یا باید روحم رو بفروشم یا با آرامش خداحافظی کنم.
البته که علاقه‌م به طور قطعی مشخصه کدومه… ولی خسته‌م. خیلی خسته. راستش تمام وجودم شوق جلو رفتنه ولی هیچ رمقی نمانده!

دوشنبه‌ی امتحان
۲۰ دی ۱۴۰۰


و ازونجا که امتحانه، کلی به smallsence فکر کردم. به اینکه تو فاصله دو ترم عملی‌ش کنم!

2

Enzyme 4107

تیزر محصول پروژه کارشناسی ارشدم منتشر شد!
این کیلیپ آزمایشگاه آنزیم‌شناسی ۴۱۰۷ دانشگاه تربیت مدرس و محصول نهایی پروژه کارشناسی ارشد من “نانوحامل پوستی حاوی فاکتور رشد” هست که توسط استاد عزیزم دکتر خسرو خواجه معرفی میشه و بچه‌های مجتمع پژوهشی نوآوری تربیت مدرس زحمت ساختش رو کشیدن.

We are down darling, we’re down!

دیدی چی شد مُصیّب؟ دیدی سایت نازنینم از دسترس خارج شد؟ دیدی نشد که تمدیدش کنم؟ دیدی روزگار با آدم چکار میکنه؟ دیدی بزرگترین خوشحالی شب کریسمس پارسالم، آن‌ایر شدن سایت‌م، الان حالش چطوره؟ میبینی حالم چطوره؟ میبینی مُصیّب؟
من خود به چشم خویشتن دیدم، دیدم که جانم میرود…

حال من گر می‌پرسی، چون آن خسِ سوخته‌ی پای دیوارم!

:'(