Category: CG

نسخه ی دمو ی CG رو در اختیار ۳ نفر از آشنایان قرار دادم تا تستش کنن و روی رفع عیب هاش کمکمون کنن. البته که بعید میدونم آخرشم مواردی که به نظرشون میاد رو برام بفرستن… یکیشون که اصلا گفت بدرد نمیخوره 🙂

البته همین کار هم بازخورد خیلی جالبی داشت برام. طرز برخورد مردم با این پدیده سه نوع خیلی متفاوته (بجز این افراد با چند نفر دیگه هم مطرح کردمش ولی قبول نکردن ) : یا استقبال میکنن، یا به شدت پس میزنن و یا بی تفاوت هستن که اینا هم پس زدن تا حدودی ولی بروز نمیدن. علت پس زدنشون هم به خوبی میدونم که در این مقال نمیگنجد.

4

CG

و بله! تصمیم گرفتم دامنه ی فعالیت CG رو برای طیف گسترده تر و البته نیازمند تری از جامعه هم توسعه (دولوپ) بدم. جزیات پروتوتایپشم چند دقیقه طول کشید طراحی بشه، البته ایده خیلی اولیه این کار رو یه بار بعد از اینکه بهش فکر کرده بودم دیدم، ولی نه تو این کاربرد. کار ساده ایه و خب بعید میدونم استفاده اقتصادی از این آپشن بکنیم؛ ینی رایگان توزیعش میکنیم.

برای پروتوتایپ اول باید بشینیم کد شبیه سازشو بزنیم و ران کنیم بعد نتیجه ی شبیه سازو بشونیم رو محصول اصلی. انتظار دارم موفقیت بالا باشه.

اینجوری میتونیم کمک کنیم آدمای مونو و دی هم تشخیص بدن…

پیش به سوی آینده و فراتر از آن! ان‌شاءالله…

0

CG

“جسارت”، چیزیه که برای برداشتن گام های اصلی و اساسی خیلی مهمه. اینکه از کاری که میکنی، هرچقدرم عجیب و پر ریسک، نترسی. حالا هرقدرم که با عرف و معادلات قبلی جور در نیاد…

برای CG قرار شد یه تست طراحی کنیم که کاملا برعکس تست های موجوده، قراره “عرف” رو به هم بزنیم و بگیم که درست و غلط (تو مورد خاص) صرفا یه چیز قراردادیه و حالت برعکسش هم صادقه. واقعا جذابه!

قبلا به این کار فکر کرده بودم ولی خب به زبون نیاورده بودمش، ولی الان دیگه قراره جدی بهش فکر کنیم. بیشتر تو جنبه فان و تبلیغاتی داستان تاثیر داره ولی خب میتونه یه مثال ساده و مسیر کوتاهی برای رسوندن منظور و اثبات نظریه هم باشه.

موفقیتش هم تا وقتی حاصل نشه، صرفا یه احتماله. واقعا به نظرم میاد شدنیه ولی خب قانونمند کردن و طراحی یه تست مشهود، فکر زیادی میبره. لذت بخشه ولی خب حوصله بالایی میطلبه…

0

CG

اون ایده ساده که گفتم موقع خوندن کتاب تئوری هنر جرقه زده بود رو تست کردم؛ خیلی عالی جواب داد. کار کردنش تایید شد ولی خب اینکه بشه ازش بهره برداری کرد خیلی کار میبره… ولی بازم خوبه، یه جواب مثبت جدید گرفتیم.

۱۳۹۷/۱۲/۱۴

2

CG

هنوز تحلیل قطعه ای که سفارش داده بودیم ادامه داره، یکم شک کرده بودم که آیا اشتباه کردیم و زحمت و هزینه ای که صرف شده هدر رفته باشه, کمی هم ناامید شده بودم ولی با برسی بیشتر میبینم درسته به چیزی که میخواستیم نرسیدیم ولی راه رو درست داریم طی میکنیم و با اطلاعاتی که از همین قطعه بدست میاد میشه به نتیجه ی مطلوب نزدیک و نزدیک تر شد. با این برسی های بیشتر، امیدوار میشم.

و همچنین اینکه، دائما دارم مسیر های موازی برای رسیدن به هدف رو هم امتحان میکنم. یکی از این آلترنتیو (جایگزین ) ها همیشه شکست میخورد، شاید حداقل 8 بار با متریال های مختلف تست کردیم و هر متریال هم چندین حالت مختلفش رو تست کردیم ولی هیچوقت جوابشون نزدیک موفقیت هم نمیشد. البته وقتی شدت آزمایش رو خیلی بیشتر میکردیم جواب میدادن، ولی خب تو اون شدت دیگه قابل استفاده و بدرد بخور نبودن. تا اینکه یه ماده جدید رو تست کردیم و جواب داد. همزمانیش با ساخت قطعه باعث شد نرسم روش کار کنم تا اینکه هفته ی قبل متریال خالصش رو تهیه کردم و یه تست اولیه گرفتم که جواب نداد. دیشب گفتم اول حالت شدیدش رو امتحان کنم و جواب رو ببینم بعد شدت رو کم کنم؛ که دیدم حالت شدیدش اصلا جواب نمیده و خیلی بده. ولی جالب بود که تو شدت کمتر و قابل استفاده جواب میده! برعکس همه ی نمونه های قبلی. الان خوبه که تو این شدت (قابل استفاده ) جواب میده، ولی خب چالش های زیادی پیش رو هست تا قابل بهره برداری بشه.

امیدوار و خستگی ناپذیر ادامه میدیم، ان‌شاءالله که به نتیجه میرسیم.

۱۳۹۷/۱۲/۱۳

3

CG

تقریبا همه ی تست هارو روی قطعه انجام دادم. 36 تا تست بود که بعضیاش چند حالت مختلف داشت و شاید نزدیک 100 تا داده جمع آوری شد. به طور کلی داده ها مشابه همون تست اولیه ای بود که گرفتم و به نظر میاد یه سری جاها خیلی خوب جواب میده ولی تو بیشتر موارد نیاز به اصلاحات داره. البته داده ها خام هستن که دیگه تحلیلشون بمونه برای بعد واقعا!

امروز انقدر اتفاق بزرگی بود که شگفتزده شدم. نمیدونم واقعا چقدر خوب بوده… خیلی کم یا شایدم زیاد. خیلی مهم بود برام، بعد پنج سال و چند ماه یه مرحله ی اصلی که خیلی برنامه ریزی شده بود براش رو پشت سر گذاشتیم، هرچند مقدار موفقیت خیلی واضح نیست هنوز.

در هر حال یکی از مراحل”کلیدی” یا سوئیچ مهم این پروژه اتفاق افتاد. تحلیل داده ها مشخص میکنه پروژه به کدوم سمت سوئیچ میشه و به چه سمتی میره. چیزی که حتمیه اینه که خیلی از ابهامات برطرف میشه. ان‌شاءالله.

در مورد مراحل کلیدی یا سوئیچ بیشتر حرف خواهم زد.

۱۳۹۷/۱۱/۲۷

0

CG

درحال طراحی آزمایش های لازم هستم ولی تعداد تست هایی که باید از قطعه بگیرم از چیزی که فکر میکردم خیلی بیشتره و خب لپ تاپمم همراهم نیست که یسری تست ها الان انجام بشه. نتیجش مشخص شد اعلام میکنم.

راستی، آهنگ Batman Begins هانس زیمر رو شنیدید؟ البته به زودی توی پوشه ی نقل قول آپلودش میکنم؛ یه دوره ی طولانی خیلی ازش انرژی دریافت میکردم اینطوری که وسط آهنگ یه تنش و فشاری ایجاد میشه که در مقابل اون فشار مبارزه ای صورت میگیره ولی ناگهان یه ریزش هست، یه سقوط، یه پایان… ولی بعدش میفهمیم مبارزه تموم نشده و نهایتا به طور باورنکردنی یه برگشت دوباره و اوج گیری خیلی حماسی اتفاق میوفته. خیلی وصف حال اوضاع ما هاست. ربطش اینکه الان هم داره کمک میکنه!

0

CG

لحظات هیجان انگیزیه. قطعه رو تحویل گرفتم.

عالی ساخته شده، ظاهرش خوبه، همینجوری یه سری تست اولیه کردم و توی یکی از تستا عالی بود، 2تاش خوب ولی تو بعضی تستا خوب جواب نداد. در کل ناراحت نیستم و اوضاع مثبته. باید دقیق تست کنم تا ببینم چه میشود.

بیشتر برسیش میکنم خبر میدم…

۱۳۹۷/۱۱/۲۷

0

آواز دهل شنیدن از دور خوش است…

انجام دادن پروژه ها خیلی آسون تر از چیزی که واقعا هستن به نظر میان؛ و این به خاطر اینه که پول، زمان، دانش و امکانات انجام یه پروژه رو در کنار هم در نظر نمی گیریم. و چون برای کسایی که میخوان یه کاریو انجام بدن بیشتر این فاکتور ها دارای محدودیت هستن، از انجام اون کار صرف نظر میشه.

جالبه که این فاکتور ها قابلیت تبدیل شدن به هم رو دارن یعنی مثلا اگر دانش چیزی نباشه میشه با زمان یا پول جبرانش کرد، یا اگر پول کافی برای چیزی موجود نباشه میشه با صرف زمان بیشتری بهش رسید. البته میزان تاثیر هر کدوم بسته به موقعیتش میتونه خیلی متفاوت باشه و مثلا برای یه مقدار کمی صرفه جویی توی هزینه ها، مدت خیلی زیادی زمان لازم میشه که اون پول جبران شه. البته هیچوقت نمیشه یکی از فاکتور هارو از بین برد و مثلا با پول زیاد دانش لازم رو کنار گذاشت یا به سرعت به نتیجه رسید.

چندین بار شده که به خاطر نبودن یکی از مواد، گرون بودن و یا حتا در دسترس نبودنش، مجبور شدم زمان زیادی رو صرف پیدا کردن جایگزینش کنم یا حتا مجبور شدم خودم اون رو بسازم. البته گاهی جایگزین پیدا نمیشه و چاره ای نیست و مجبور میشیم همون هزینه یا زمان رو صرف انجامش کنیم؛ البته که کار هیچوقت به اون مرحله نمیرسه و همیشه یه راهی پیدا میشه! دقیقا مثل وقتایی که میخوریم به در بسته.

الان برای بهبود عملکرد سیستم CG یه ماده ای لازم دارم که قیمتش تو سایت مرجع 560€ هست اونم برای مقدار 5mg ازش . یعنی پنج میلی گرمش هشت و نیم میلیون ناقابل آب میخوره. تازه اونم تو کشور مرجع و وقتی از وارد کننده خریده بشه قیمتش خیلی بیشتر میشه و این به شرطیه که اصلا بشه واردش کرد! این رو هم در نظر داشته باشید که چون کار از جنس R&D هست و کاملا جدیده، هیچ تضمینی نیست فرضیات درست از آب در بیان (بخاطر وجود خطای انسانی، دانش ناکافی از جزئیات پنهان و یا از همه روتین تر خطای مواد و محصولات در کنار هم ). هزینه کردن همچین پولی برای صرفا امتحان فرضیات اصلا منطقی و قابل انجام نیست.

چاره چیه؟ همونطور که گفتم: “جایگزین“؛ و این یعنی زمان و دانش بیشتری لازمه تا کار جلو بره. مثل این پنج شیش سال گذشته که کار اجرایی CG طول کشیده.

2

CG

یه کتاب تئوری هنر دارم میخونم. آخراش یه نکته ای نوشته بود که جزو بدیهیات بود (در حد اینکه بگی ذغال روی کاغذ کشیده میشه و اثرش بجا میمونه ) و باعث شد یه ایده جدید جرقه بزنه؛ فکر کنم یه ابزار کاملا جدید به CG اضافه شد، همین الان.

یک جمله، یک مفهوم و نتیجتا یک محصول!

بعد از یک روز خوب، به فال نیک میگیرمش.

۱۳۹۷/۱۱/۲۰

0