Getting

امروز یه چیزی اتفاق افتاد که خب برای من چیز جدیدی نبود ولی اولین بار بود که ضبط شد. چیزی که میخوام بگم کلی‌ه ولی تو این مثال میشه به شکل خوبی دیدش.

من چرا اینقدر از دانشگاه شاهد متنفرم؟ اینکه تنفر انگیزه به کنار، یکی از اصلی ترین چیز ها این بود که اصلا درک نمیشدم؛ مخصوصا از نظر علمی! بذار اینطوری بگم: ما تو دبیرستان -سر بعضی کلاسا مثل کلاس آقای خاکپور- اینقدر قدرت انتقال پیام و سطح مطالبی که گفته میشد بالا بود که قشنگ مدار های مغزیمون شروع به نور دادن میکرد! خیلی تجربه نابی بود که خب اون موقع نمیدونستم بعدا تکرار نخواهد شد. مخصوصا اینکه اون موقع نمیدونستم که سوالی رو که من میپرسم و حتا قبل از اینکه سوالم تموم بشه آقای خاکپور جواب سوال رو میداد خیلی زیاد به فهم و البته شناخت ایشون از ما ربط داشت. چرا اینو میگم؟ چون وقتی شما دارید در مورد یه مفهوم فراتر از چیزی که استاد درس میده سوال میکنید، استاد ممکنه فکر کنه شما اصلا درس رو متوجه نشدید و دارید مباحث رو خلط میکنید؛ در صورتی که کاملا برعکس، شما مباحثی که گفته شد رو کاملا دریافت کردید و دارید از ورای مباحث سوال میپرسید. بجای بالارفتن از پله ها، روی سقف ایستادید و از مناظر اطراف سوال میکنید.

و این که خود استاد اصلا سوال رو متوجه بشه به دوتا مولفه مرتبطه. اول اینکه خودش کجا واستاده؟ روی سقف؟ روی پله ها؟ یا حتا خودش روی زمینه و به شما میگه برید بالا؟ حالا این موضوعم خودش به سواد و فهم مربوطه. و اما دومین مطلب اینکه آیا از شما شناختی داره؟ شما اگر انشتین رو نشناسید و ببینید به مرد هیپیلی داره از انحراف فضا-زمان صحبت میکنه با خودتون میگید اوه پسر این یارو جنسش خیلی خوبه! حالا این ها میتونه ترکیب بشه و نه تنها استاد خودش نفهمیده چی درس میده، شما رو هم نشناسه! این، میشه 90 درصد کلاسای من تو شاهد!

اینکه وقتی پا میشی از استاد یه سوالی میکنی که اوج اشرافت به مطلبی که توضیح داده شد رو میرسونه، ضمنا اینقدر ایراد بدیعیه که استاد میفهمه این موضوع از مطالعه نمیاد و از فهمه و تو سطح بالاتری وارد گفت‌وگو میشید، خیلی لذت بخشه. البته اگه اصلا متوجه‌ش بشه! نامردی نمیکنم. اساتید خوب و فهیم کمی نبودن تو شاهد، ولی خب بدشانسی توی هر ترم فوقش یکی دوتا ازین استادا داشتیم. جالبش میدونید کجاست؟ این استادا تو همون جلسه اول میفهمن چندچندی. و متقابلا تو هم تو جلسه اول اینو میفهمی.

مثلا، کلاس شیمی آلی که دکتر تقی‌زاده درس میدادن، همون کلاس اول 3 نمره اضافه برای نمره پایانی گرفتم! کسایی که باهاش کلاس داشتن میفهمن ینی چی. یا جلسه اولی که با دکتر ظفری کلاس داشتیم، وقتی استاد داشت مینور گروو و ماژور گروو رو تو ساختار دی‌ان‌ای (که نتیجه‌ش میشه شکل مارپیچ با محور غیر متقارن) میگفت ازش پرسیدم که خب تو شکل ملوکولی، کل ساختار قرینه است، چرا باید تو شکل سه بعدی عدم تقارن موجود باشه؟ و اونجا استاد میگه آفرین عجب درک خوبی از ساختار گرفتی و چه نکته ظریفی، نه اینکه بگه احمق تو اصلا نفهمیدی من چی گفتم، چیزی که معمولا از بقیه میشنیدم.

این مطلب تو مدت زمانی که لازمه حرفت رو به بقیه بزنی هم مشهوده. مثلا امروز سر کلاس زیست مواد، خانم دکتر نیکخواه میپرسه برای تست سمی نبودن یه ایمپلنت که میخواد وارد بدن بشه میان از کشت سلول های حیوانی استفاده میکنیم، چرا سلول های انسانی استفاده نمیکنیم؟ من اون جنبه از جواب که به نظرم ارزش پرداخته شدن داشت و محتمل بود رو گفتم. ولی وقتی ریکورد کلاس رو نگاه کردم دیدم چقدر حرفم رو مختصر گفتم! و استاد میتونست بگه چرا سوال رو تکرار میکنی؟ ولی اتفاقا جواب رو متوجه شد و تازه تعریف هم کرد! این چیزیه که من از یه دانشگاه خوب انتظار دارم. وقتی سوال رو میپرسم، استاد سوال من رو متوجه بشه! حالا جوابش رو بده یا نده رو میشه یکاریش کرد!

پی‌نوشت: این ترم به علت شیوع کرونا کلاس ها مجازی برگزار شد، به طور مثال این چند دقیقه از کلاسیه که گفتم.

اینطور!
1 تیر 1399

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *