در باب تواضع
پیشاپیش اگر این مقاله را نامحترمانه یا بیادبانه یافتید، خود را مخاطب آن بدانید!
لطفا یا این متن را نخوانید، یا کامل بخوانید.
مطلبی هست که پرداختن به آن موجب کدورت خاطر یا برداشت نادرست میشود، آن هم تواضع است؛ در واقع تربیت بجایی برای تواضع و غرور در جامعه صورت نگرفته و معمولا روابط مورد فروسنجش یا فراسنجش قرار میگیرد. البته که پرداختن و نپرداختن به آن در هر صورت مشکلات را در پیش دارد. مشکل تربیتی این است که تفاوت واضح غرور، تواضع و انصاف (نسبت به خود) را برای ما تبیین نکرده اند. مسئله مسئله انصاف است. اگر دیگران نسبت به تو انصاف ندارند، خودت باید داشته باشی!
خلاصه کل مطلب این است که:
اینکه ما به خاطر ادب نابهجا در مورد قد بلند خود صحبت نمیکنیم، اجازه کور بودن را که صادر نکردهایم!
به طور کلی تواضع و ادب مسئلهای دو طرفه است. اینکه یک طرف ارزش خود را کمتر از چیزی که هست نشان دهد و یا توانایی های خود را به منصه ظهور نرساند، طرف یا طرفهای مقابل نباید او را کوچک بشمارند. این مسئله مربوط به فرد توانا نیست؛ بحث درستی جایگاهها، ارزشگذاریها و برخورد متناسب با شانیت افراد است. بحث استفاده حداکثری از توانایی های جمعی در یک اجتماع یا رابطه است. اینکه ما با طلا خالص تیشه بسازیم و از فولاد گردنبند، هم دیوارها نمیریزند، هم گردنمان زنگ میزند.
یک ابهام که همهی این مسائل را ایجاد میکند، اهمیت تواضع و ادب برای خود تواضع و ادب است! اینجا یک اشتباه برداشتی وجود دارد؛ اگر شما ادب پیشه کنید مجوز اینکه در جایگاه فرودست رابطهای قرار بگیرید را صادر میکند؟ اینکه طلا از نادر بودن و درخششش نگوید، اجازه تیشه ساختن با آن را صادر میکند؟ خیر! درست است که انسان ادب میکند برای خود ادب، برای خودش، ولی این به معنی ایستادگی نکردن در برابر بیادبی نیست!
پرداختن به همین مسئله برای تواضع، کار دشواری است. چرا که انتظار اجتماعی این است که “گل آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید” خب حالا فکر کنید در جامعه کووید زده، بویایی افراد از کار افتاده، توانایی تشخیص را از دست داده. باز هم انتظار “گلی که خود ببوید” درست است؟
میگفتم، این یک بحث دو طرفه است. هر دو طرف باید متوجه ارزش های واقعی باشند تا بتوان تواضع را وارد معادله کرد. وگرنه هم آن توانایی ها ضایع میشود، هم شانیت افراد دچار اشتباه میشود. وقتی که در شهر کورها زندگی میکنیم، تواضع در بیان بلند قد بودن چه معنی دارد؟
زمانی که افراد اجتماع -به هر دلیلی- توانایی درک ویژگی شاخص فرد را ندارند، تواضع بیجا مایه هدررفت و فرسایش است.
اما اگر واقعا افراد علاوه بر کور بودن، کودن هم باشند، و هم در مشاهده بلند قدی ناتوان باشند و هم در درک اهمیت و کاربرد های آن، دیگر داستان فرق میکند. گفتن از فایده یک ویژگی کاری بس عبث و بیهوده است.
قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری!
شما خودت را بکشی هم کسی آن ارزش را نه میفهمد، نه خواهد فهمید! بحث رادارد و مختصات جغرافیایی است. زمانی که کسی توانایی شنیدن امواج رادیویی را در سیستمش ندارد، شما هرچه موج بفرستید برای او بی معنی است!
در این موارد گفتن از ارزش بیمعنی است اما نباید اجازه تعدی طرف مقابل و بالا امدن از جایگاه خود در رابطه و قرار گرفتن در فرادست را به او داد. مگر اینکه به جبر نشود کاری کرد، بجز تحمل و از سر گذراندن (مثل جبر استاد-دانشجویی).
این سخنان به طور شدیدی بوی تکبر، بیادبی و قدرنشناسی میدهد. لاکن فیالواقع در این جامعه تیشه ها به طلای 24 عیار ساخته شده، فولاد زنگ زده بر گردن انداخته شده و با عینک گلی به تماشای مناظر پرداخته میشود!!
به شخصه تا امروز نخواستم از تواناییهای شخصی به عنوان یک مولفه برتر فردی یاد کنم؛ منتهی پرورش و بهرهمندی از این تواناییها در صورتی که زندگی را در جهانی نابینا نسبت به آن بنا کرده باشم، غیر ممکن مینمایاند. انتظاراتی که توسط این جامعه از فرد طلب میشود مغایر با پرورش آن توانایی هاست. و این وضعیت دیگر کافی است!
البته که در این مدت از این تواضع بیجا برای یافتن افراد هم زبان بهره جستم؛ به عنوان سنگ محکی برای یافتن یک همزبان سیگنال را میفرستادم، کسی که میشنید پاسخ میداد و آنگاه وارد گفتمانی فرا ساختاری میشدیم(استاد و همکلاسی و دوست و فامیل…). بسیار افراد جامعه که به سیگنال ناشنوا هستند متوجه آن نشدند و گاهی آن را صدایی نکره نامیدند! رنجش زیادی حاصل کردند و دیگرتحمل این برخورد را ندارم. فکر میکنم این رویکرد کافی باشد. ازین به بعد سیگنال را ترجمه شده منتشر میکنم… و از این به بعد هم کسی که پیام ترجمه شده را بشنود وارد فراساختار و حتی ساختار ارتباطی نمیشود؛ کسی که مترجم نیاز داشته باشد همزبان نیست!
البته که همین وبلاگ ترجمانی از سیگنال بود، و تجربه ثابت کرده همین صدا هم برای برخی بیش از حد بلند است! اینکه به یهودیهای مدعی دارای سابقه در فلان چیز تشبیه شوم هماکنون هم وجود دارد.
البته که سکوت و در سایه حرکت کردن تا قبل از حصول نتیجه از حرفهای بودن است، اما سوال اینجاست:
آیا اینکه کسی که توانایی کاری را دارد، آن را به نمایش بگذارد، شوآف میکند؟
آیا اینکه پرنده میتواند پرواز کند، شوآف میکند؟
و منالله توفیق.
اینطور!
12 دی 1399