Asides

خب همینک خودم رو گرامی داشتم و رفتم بهترین دامین ممکن رو برای Mr.Game گرفتم و از کرده خویش بسیار خرسندم. گرونتر از چیزی که میخواستم شد و الان دامین‌بین‌المللی داریم! دیگه گفتم جهنم اینم کادوی تولدت و هر سال که پرداخت میکنی هی به خودت کادو میدی (اموجی خنده شدید و ظاهری ).

البته یه جوگیری‌ای کردم این وسط و یه مدت پیش یه دامین و پلن دیگه هم براش اینیشیت کردم و الان دوتا دامین داریم (اموجی افسوس اقتصادی) ولی خب برنامه خوبی برای هردوتاش دارم. اصلی همینیه که الان گرفتم و اون یکی میاد یه کار ترکیبی با این میکنه. تا چه شود.

خیر است ان‌شاءالله!

۱۵ فروردین ۱۳۹۹

0

خیال‌پردازی یکی از لذت‌بخش‌ترین روان‌گردان‌های مجازه!

مثلا تو خیال خودم هارمونیکلاک رو به دانشگاه تقدیم میکنم و اونام رو پشت بوم علوم‌زیستی مستقرش میکنن. واحد مبدا‌ش برای ناحیه هارمونیک تهران هم میشه TMU .

البته میدونم ممکنه تصمیمی پشیمان کننده باشه ولی تربیت‌مدرس تا همین الانشم انقدر حال خوب بهم داده که لیاقتش رو داره مبدا زمانی‌م باشه 🙂

0

چقدر برام تلخه که حتا تو بلاگ شخصی هم نمیتونم حرفایی که میخوام بزنمو بزنم. کی نمیذاره؟ خود چند سال بعدم.

الان اگه بیام بگم آره چون فلان اتفاق افتاده که بهمان احساس رو ایجاد کرده، باید اون کارو انجام بدم ولی نمیشه، فردا پس فردا از اینکه فلان و بهمان و اون کار مطرح شدن پشیمون میشم.

راستش خیلی از این موارد جنبه حفظ مالکیت معنوی دارن، اونا خیلی منو نمیسوزونن؛ بقیه‌ش داستان ها و پیش زمینه هاییه که ایده هامو میسازه – ینی منو میسازه. ولی حیف که از خوف آینده امروز رو به تلخی میگذرونیم.

البته برای این جور جا ها هم پلن بی ای وجود داره و میبینیمش ولی خب… گاهی کاری نکردن بهتر از کاری کردنه. حمل کردن یه سری سختی ها خیلی سنگینه، مخصوصا تو سربالایی… ولی خب برای وقتای سرپایینی داشته باشیشون بهتره.

0

– میگم
مشکل از ماست؟ یا میکروگراف اینقدر باحاله؟

+ این یه مورد مشکل از ماست
پرورش زیادی هر ایده، احتمالا “فقط” مشکل ما نیست ولی اگه هر ایده دیگه ای هم بود، وقتی مغزمون فیکس میشد روش باز هم همین اتفاق میوفتاد

پ.ن. میانگین هر هفته یه ایده به مجموعه میکروگراف اضافه میشه!

0

هیچکس داستانی که یه ایده طی کرده تا به ذهن شما برسه رو نمیدونه؛ چیزی که از تجارب کودکی شما شروع شده، توی ریزه کاریای یه نویسنده فیلم یا آهنگ روح گرفته، با رفتار دیگران رنگ شده، با حس نیاز یه مشکل عجین شده و با یه جرقه توی ذهن شما فوران کرده.

ایده شما تا وقتی قشنگه که توی ذهن شماست.

مثل یه گدازه مذاب و پر از نور که اگه نظر بقیه رو بخواید، آب سرد ذهنیشون رو میریزن روش و اون جریان سیال و پرنور ایده شما رو خاموش میکنن. اونا آدمای بدی هستن؟ اصلا! اونا فقط چون جریان رو نمیدونن، اون ناحیه فکری از ذهنشون همیشه ساکت و بی تلاطم بوده، یه اقیانوسی سوت و کور. البته هرکسی جزایر و آتشفاشان های ذهنی خودش رو داره. این تقصیر شماست که دارید یه پالس کم جون رو از ناحیه‌ای مختصاتی نامعلوم براش میفرستید و طبیعیه که گیرنده هم اونو پارازیت شناسایی میکنه… .

راه حل؟ یا از کسایی که تو اون مختصات پایگاه فکری دارن نظر بخواید- که هیچ وقت هم خیلی مطابق مختصات شما نخواهد بود، یا جزیره ی مذاب فکریتون رو مسکوت نگه دارید تا انقدر بزرگ و نورانی بشه که بشه با چشم بسته هم نگاهش کرد.

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

اینطور!

0

حقیقتا خوندن کتاب میتونست خیلی لذت‌بخش باشه اگه هدف خوندن کتاب نبود!

0

میگم شاید حتا بد نباشه یه کنتر برای ایده های روزانه داشته باشیم. یه آماری دستمون میاد…

البته احتمالا سه تا دسته کلی حوزه، ایده و زیرایده لازم داشته باشه.

2

قرار بود شنبه صبح دور دوم مسابقه میکروگراف رو ران کنیم؛ دور اول با معرفی نفرات برتر تموم شد، سایت کامل آمادست، روند و جوایز دور دوم مشخصه و حتا پلن همکارانم امروز شروع میشه، پستی که میخوایم پروموت کنیم آمادست و خلاصه همه چیز خوبه اوضاعش اما. اما به خاطر تعطیلی دانشگاه ها بخاطر کرونا تا بعد از عید عقب میندازیم همه چیز رو. ایشالا که همه چیز درست میشه.

امروز پروژه دوبله کلیپ برای میکروگراف رو شروع کردم و باید بگم خیییلیی سخته! اومدم در حد ۴۰ ثانیه رو برای تست دوبله کنم و چند ساعت وقتمو گرفت. فکر کنم تا آخرش همین باشه وضع ولی خب حتما انجامش میدم. حالا تازه من متن اصلی رو دارم وضعم اینه! اینکه هم کلیپو بگیری هم فایل متنو هم درست ترجمه کنی هم گوشیو تنظیم کنی تازه برسی به مکافات های دوبله خیلی نامردیه :)) تازه نگم که نتیجش افتضاح شد… فرق اولین ضبط و آخری زمین تا آسمونه هاا ولی بازم آخریش خیلی کار داره تا درست شه.

امیدوارم که تا ته این کار رو برم. میتونه خیلی سرنوشت ساز باشه واسه ادامه اینجور فعالیت هام.

اینطور!

۹ اسفند ۱۳۹۸

2

سایت بلاخره تموم شد. واقعا فکر نمیکردم اینهمه وقتمو بگیره درست کردن سایت میکروگراف. البته بیشتر از اون، اینکه بتونم درست کنمش باور نکردنی تر بود!! سایت پذیرش عضویت، پرداخت، و دریافت عکس ها! واقعا با کمک محمدرضا دوتایی انجامش دادیم.

البته کارای مثل طراحی و سایت و اینا تموم شدن ندارن. ینی همیشه جا داره برای ریزه کاری و بهبود و… . ولی خب یه مرحله ای که دیگه گیر خاصی نداره رو میشه ران کرد. مثلا همین سایت صاد هم خیلی خوب نیست و باید کامل بشه، ولی خب کار میکنه 🙂

۷ اسفند ۱۳۹۸

0

ینی شما اگه میدونستید پشت این سایتای خوشگل مشگل چه کد های افتضاحی زده شده عمرا بهش سر میزدید :))

کد هایی زدم برای میکروگراف بیا و ببین… با نخ سوزن دارم نجاری میکنم.

۵ اسفند ۱۳۹۸

0