Asides

عجب عکسی ازمان گرفتی دوست عزیز!

یک جلسه سخت برای ادامه راه پروژه… شکر خدا که خوب بود!

۸ خرداد ۱۴۰۰

2

چند روز قبل یه سریال استوری در مورد کارایی که تو آزمایشگاه میکنیم گذاشتم. استقبال خوبی داشت و خودمم خیلی دوست داشتم. برای خودم خیلی جالبه و دوست دارم بدونم یک نفر که مشغول کار خاصی هست (مهندس برق، خیاط، کاپیتان کشتی، نویسنده و…) وقتی داره کار میکنه، دقیقا چیکار میکنه؟ انگار که یه دوربین رو یک روز (مدت) ببری پیشش و بدون هیچ برنامه ای نشون بدی با چه ابزار و داده هایی، چه تصمیماتی میگیره و دست به چه اقدامی میزنه و در آخر چه خروجی‌ای ایجاد میکنه. خوشحالم که در مورد خودم یکم این کارو کردم. البته ادامه داره، نه خیلی…

فعلا بزرگترین چالشی که دارم مصاحبه دکتری است؛ نه خودش! ثبت نامش :))) کار سختیه!
البته بحث علمی ش و کارای پایان نامه واقعا از چیزی که به نظر میرسه جدی تره.

ثبت اختراع که حالا تو روال اداریه… خیلیم روون نیست ولی خب، شکر خدا. تازه یه اصلاحیه برای رفع نقص داریم میزنیم برای جواب اولیه، از اون طرف پژوهشگاه هییچ خبری ازش نیست که چند درصد باید براش اختصاص بدیم. یه عدد فقط میخواد بده ها! هعی!

دوست خوب تیم لاوازیه گاه به گاهی میاد منو هوایی میکنه که یه سری کارای جدیدی رو شروع کنیم؛ البته که خب منم همین کارو باهاش میکنم معمولا 🙂
حالا الان پیشنهاداتش وافعا خوبن، یعنی درستش اینه کارایی که میگه رو شروع کنیم، همچین با روحیه آپساید داون ایده‌آل گرایانه مطلوب من نمیخونه، ولی خودم بهش گفتم پایه کارای باتتم آپ هستم؛ هم توش پول هست، هم کاره، هم مسیر رسیدن به اون اصل کاری هاست… ولی خب آپ ساید داون نیست دیگه… نمیشه اولین طبقه‌ای که میسازی پنت هاوس باشه!

بقیه کارا؟ منم نمیدونم. واقعا!

پ.ن. الان که اینو مینویسم خبرای خوبی اومده… از اون طرف دنیا… از جایی که قلب ها براش فسرده شده بود. پیروزی خون بر شمشیر بر آزادگام جهان مبارک!

پیش باد!

30 اردیبهشت 1400

0

0

با اعلام این خبر که سه شب دیگه هلال شوال روئیت میشه، به نظر میاد هفته آینده نقطه عطفی باشه تو این روند زندگی فعلی…
هم که با ماه مبارک خداحافظی کردیم و هم به نظر میاد تهران از لاک‌‌داون خارج میشه.

میریم که فاز جدیدی از کار ها رو شروع کنیم؛ ارشد، ایندفعه برای پایان. فوتوپسین، برای حقوقی شدن داستان. لاوازیه برای تصویه حساب و تحویل پروژه. میرم که دکتری رو مشخص کنم. میرم و شاید مشخص بشه دوبله رو رسمی میکنم یا نه. میرم و کوریدور رو تموم‌ش میکنم. میرم و احتمالا تصمیمات زیادی بگیرم، برای کارام، برای آینده… برای خودم!

بریم ببینیم چی میشه. خیراست!

20 اردیبهشت 1400

0

خب خب خب… دامین جدید ثبت کردم، مجددا!

خیلی موضوع مبارکیه چون هم پروژه کوریدوره و هم یه جورایی پروژه دانشگاه خودمه و دامین خوبی هم هست. از همه نظر خوبه. فقطش چون تو کار تیمی کوریدور مطرح شد تا هر لحظه ای که کار این تیم ادامه داشته باشه صفحه رو متعلق به اون پروژه میدونم.

راستی ثبت اختراعمون هم با کلی اعصاب خوردی رو به رو شده و تازه الان گفتن باید شخصیت حقوقی هم وارد بشه! چی بگم!! بیشتر از همه اعصاب خوردیش برای کارای اداریشه تا چیز دیگه… هعی!

انشالله که خیر است!

روز سمپادتونم مبارک

14 اردیبهشت 1400

0

مقدار جلسه هایی وه این روزها دارم خارج از حد تصوره. کوریدور و فوتومشین و لاوازیه…

شکر خدا امروز اظهارنانه لاوازیه ثبت شد و دیگه میتونم بطور نسیتا کاملی بگم داستان از چه قراره… و این کارو هم میکنم، بزودی…

خیر است!

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰


روز معلم و تبریکش همیشه دلگرم کننده بوده. بزودی هم سمپاد.
پیش باد!

0

این روزا کلی جلسه داشتیم. ولی خبر ترین چیط اینه که امروز نگارش ثبت اختراع لاوازیه تمام شد! تمام تمام تمام!
منتظریم یکی دو روز برای ثبتش که زودتر به نتیجه برسه. اگر برای جلسه مصاحبه برسه که چیی میشه! روش حساب نکردم البته…

اینطور!

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

0

بدجور بی‌حوصله م… اینقدری که این متن رو تموم کنم. 0

یکی از بچه های فوتوپسین داره میره بلاد خارج و الان سرش شلوغه، دیگه با دوست دیگر نشستیم یه جلسه بذاریم در مورد بقیه کار هایی که مونده. بعد چون این دوستمون بعد افطار و من قبل افطار کشش نداشتیم… بعد سحر جلسه گذاشتیم و یعنی عاالی بود :))
ساعت 5ونیم شروع کردیم و تا 9ونیم جلسه بودیم!

جلسه خیلی خوبی بود راستش، تقریبا تو کمتر از یک ساعت اول به توافق خیلی خوبی رو کاری که باید کنیم رسیدیم و بعدش شروع کردیم به جنریت کردن مواردی که میشه بهش پرداخت. آخرشم که واقعا دیگه مخ من یکی خاموش شده بود یه تصمیم نهایی رو موارد گرفتیم و فی‌الواقع خیلی راضیم از نتیجه‌ش.

دیگه نوبتی هم که باشه نوبت شروع کردن نگارش پایان نامه ست! هعی!

خیر است!

01 اردیبهشت 1400

0

خب! هورِییی

جواب این لعنتی بلاخره اومد و خب… این زیباست 🙂

البته که حالا کار و بار زیاد هست… هیچی از نتیجه معلوم نیست و باید دید آخرش چی میشه. فعلا که باید مثل بنز بشینم پشت کارای دفاعی که هنوز هییچ کاری براش نکردم… و این هم زیباست :))

اینجوری و با توجه به صحبتی که با استادم کردم و گفتش که برم میداره ( 🙂 ) ایشالا امیدوارم این اتفاق بیوفته؛ تکلیف خیلی چیزا برام روشن میشه و این رو دوست دارم. اتفاقا معطل  همین بودم که یه سری برنامه ریزی ها رو انجام بدم، از اولویت بندی کار ها و پیگیری کردن/نکردن خیلی چیزا. از زمانبندی کارای آزمایشگاه تا برنامه ریزی برای سربازی، از کارای ادامه ی لاوازیه تا پادکست، از کارای فوتوپسین تا پروژه ی کوریدور، از پروژه ی آلمان تا تاسیس این کار اصلی و جدید، سلوشنر!
به نظرم حتی این هم زیباست :)))

30 فرردین 1400

2