
Category: عمومی
و لاوازیه، هر روز اتمام تر از دیروز…
آخ اگر میدیدید محصول نهایی چقققدر زیبا شده! واقعا وقتی بسته های مختلفی که برای بخشای مختلف کار هست جلوی چشممه و میبینم وای پسر، واقعا انجام شد! واقعا انجامش دادیم!! عجب لذتی… عجب لذتی…
الحمد الله!
پیشباد!
۱۸ بهمن ۱۳۹۹
خب، وقتشه که اعلام کنم جناب پروژی فخیمه ی CG یک عدد فرزند ارشدی زاییدن و گذاشتن رو دست ما که اون سرش ناپیداست. البته بگم که این بچه حاصل دیروز و امروز نیست و اصلا باعث و بانی اینکه ارشد این رشته رو انتخاب کنم -یکیش- همیشون بوده که دارم برای اولین بار ازش مینویسم. جالبه که بنی بشری از این داستان خبر نداره و تازه هفته گذشته برای یکی کمی فاشش کردم. راستش این بچه مون زیادی جسورانه است و روم نمیشه به کسی بگمش. ببین من روم نمیشه به کسی بگم هااا، من، دیگه ببین چقدر تخیلیه.
خب حالا بعد اینهمه مدت چی شد که دارم ازش حرف میزنم؟ حقیقتش اینه که از وقتی کمی فاشش کردم، خیلی فکریم کرده که پی کار رو بگیرم و برم سمتش، و اگر چون کنم، کلا خیلی چیز ها تحت تاثیر قرار میگیره، یعنی چندین سال از زندگی، در این حد. اسم؟ یقینن داره، ولی فعلا از بیانش پرهیز میکنم چون بزودی که چیز دیگری رو اعلام کنم مقادیری مفسده انگیز میشه این نامگذاری ها 🙂 فعلا همون فرزند ارشد CG کافیه براش.
حالا با این وضعیت به نظر میاد باید مطالعاتم رو متمرکز و محدود کنم به لاوازیه و این پسر جدیدمون. شاید سبب خیری شد یکم جمع و جور کنیم این بوم شلخته ی آنارشیسم زده رو.
خیر است!
پنجشنبه روز جالبی برای لاوازیه بود. از طرفی مشکل یکی از بخش ها حل شد (بلافاصله یه قسمت دیگش مشکل دار شد ولی خب همون روز حل شد).
بخش دیگش هم تست کردیم و به متریال مورد نیاز رسیدیم و باگ هاش درومد باید یه نمونه نهایی بسازیم ازش. فقط موند سنتز ترکیبش که امیدوارم چند روزه جمع بشه.
اینها خوب هاش بود. بدش اینکه کارفرمای محترم حرفش رو عوض کرد و یه جابجایی تو کار ما داد که میتونه کل سیستم رو مختل کنه، البته سعیمون رو کردیم تغییرات جوری باشه که سیستم مختل نشه ولی اینکه چه تصمیمی بگیرن مشخص نیست هنوز. منم خیلی نگران و مضطرب شدم که مبارزه کنم، ولی یکی از بچهها یه پیشنهاد خوب داد که ولش کن، ما همون چیزی که توافق کردیم رو میرسونیم بهشون؛ اینکه چکارش کنن با خودشونه. اصلا ناگهان به آرامشی رسیدم که خدا میدونه. واقعا گاهی
باید بدونی مشکلی که ایجاد شده، مشکل تو نیست!
والسلام!
حالا با این حال سعی میکنیم تا حد ممکن منعطف باشیم و راه بیایم که زحمتی که کشیدیم جواب خوبی بگیره، ولی اگر نشد کم کاری نکردیم.
این بدی کار کردن با پروژهایه که داره در حین جلو رفتن طراحی میشه، دائم عوض میشه اجزاش و متناسب با اون طراحی ها عوض میشه. خب این تو کار خود ماهم بود، ولی نمیشه که هم در پایین دست تغیرات دائمی داشته باشیم و هم بالا دست!!
خلاصه، این هفته هم با توجه به تصمیم اونها سعی میکنیم طراحی ها رو تموم کنیم و حتا یه چیزایی رو تحویل بدیم. من مجموعه رو تست میکنم و هر وقت گفتن کل پکیج رو کامل شده جمع میکنم و میدم. خوبه دیگه از پیک کار گذشتیم و کم کم برمیگردم به زندگی سابق؛ البته امیدوارم.
۱۱ بهمن ۱۳۹۹
بطور عجیب و جدیدی خستهام! دیگر نه جسمم نه روحم و نه فکرم توانایی تحمل اینو داره. از همه طرف تحت فشارم و از همه بدتر غیر قابل اتکا بودن دیگران؛ همه در لحظات کلیدی شونه خالی میکنن! هعی این کار پیچیده تموم بشه فقط. له شدم!
واقعا این روزهای من مصداق توو گوود تو بی تچرو هست! حتا برای خودمم باورش سخته. ولی خب، واقعیه، چون درد داره.
امروز یه چیزای جالبی پرینت کردم که بزنیم رو لاوازیه. بسته پستی هم رسید بهم ولی تست؟ میدونی چند وقته له له میزنم اینا برسه دستم؟ ولی الان نگاهشون میکنم و نا ندارم برم سراغشون! چشمام سیاهی میره و فشار روحی که یکدفعه تو آزمایشگاه بهم وارد شد آمپرامو سوزوند. کارای لاوازیه که بقیه باید انجام میدادن و نروندن گنگم کرده از روند کار. خب؟
خیلی وقته منتظرم اینا برسه به دستم ولی الان فقط نگاهشون میکنم. خیلی دور خیلی نزدیک!
بلاخره به نظر میاد هر طوری شده داریم لاوازیه رو جمعش میکنیم. البته که هنوز دو بخش از سه بخشی که بود تموم نشده. یکیش به نظر گیر خاصی نداشته باشه (امروز گیر خاصش حل شد) ولی اونیکی داره اذیت میکنه… نمیدونم! هم مشکل من هست هم نیست. من مسئول بخشش نیستم به طور مستقیم، ولی خب چون مدیر پروژهم، اگر زودتر حل نشه کل کار زمین میمونه!
البته ددلاین اصلی یکم باز تر از چیزیه که ما داریم براش جمع و جور میکنیم. ولی خب داره ساییده میشیم زیر کارای این! حقیقتا چیزای زیادی هست که اولویت زیادی دارن ولی متوقف شدن تا لاوازیه تموم بشه. از همه مهم تر، زندگیم!!
البته خیلی سعی میکنم پشیمون باشم که چرا قبولش کردم هااا… ولی نمیتونم 🙂
حالا خوبه دانشگاه و کوریدور رو تو سطح قابل قبولی حفظ کردم. ولی خب از کارای فوتوپسین و میکروگراف خیلی عقب افتادم؛ همینطور یکی دیگه که مربوط به لاوازیه است.
امیدوارم که به خوبی تموم بشه و موفقیتآمیز باشه.
خیر است!
4 بهمن 1399
MOOD
کارای زیادی انجام شد. بخشی از لاوازیه که دست منه تست های نهایی رو میگذرونه. بخش دیگهش هم اتفاقای خوبی افتاده و جلو افتادیم ولی قسمت آخر و شاید اصلیش هنوز مونده…
البته خیالم از بابت لاوازیه خیلی راحت شده. حتا پیگیر نیکسون میشم که اون رو هم اجرا کنیم.
کار های کوریدور هم خوب پیش میره. البته که کار زیاد داره.
پروژه ارشد هم پیش میره ولی از ایدهآل عقب افتادم…
سیجی هم که… هعی! ایشالا کمی سرم خلوت شه بعد. البته میدونم چکار قراره بکنم…
بقیه کارا هم کلللا استاپ شدن. حتا فکرشم نمیکنم! امیدوارم تا قبل از سال جدید اوضاع کمی تفاوت بکنه…
خیر است!
۲۵ دی ۱۳۹۹
-Peter Ulvskov,
Patenting in Biotechnology
